bunch

[ایالات متحده]/bʌntʃ/
[بریتانیا]/bʌntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خوشه؛ گروه؛ شیء برجسته
vi. ورم کردن؛ جمع شدن به چین‌ها؛ تشکیل یک خوشه دادن
vt. باعث تشکیل خوشه شدن؛ باعث جمع شدن به چین‌ها شدن

عبارات و ترکیب‌ها

a bunch of

گروهی

جملات نمونه

a bunch of grapes.

یک دسته انگور

a bunch of jokers.

یک دسته شوخی‌گو

a bunch of newspapers

یک دسته روزنامه

a bunch of trouble; a whole bunch of food.

یک دسته مشکل؛ یک دسته کامل غذا

bunch straw into sheaves

کاخ را در دسته ها

to jangle a bunch of keys

صدای کلیدهای دسته

that bunch of stumbling amateurs.

آن دسته از آماتورهای دست و پا چلفتی

a bunch of real gone cats.

یک دسته گربه‌های خیلی باحال

a bunch of vapid schoolgirls

یک دسته دختران مدرسه بی‌محتوا

a bunch of old fogeys .

یک دسته پیرمردها

she was working with a bunch of loonies.

او با یک دسته دیوانه ها کار می کرد.

a bunch of totally depressed mopes.

یک دسته افراد افسرده و بی‌حال

they were written off as a bunch of no-hopers.

آنها به عنوان یک دسته از ناامیدان کنار گذاشته شدند.

This curtain bunches up.

این پرده جمع می شود.

The bunch of keys came down with a clash.

کلیدهای دسته با صدای برخورد افتادند.

Abstract: A two-gap drift tube buncher and a one-gap grid buncher with linear bunching waveform are used on the SFC axial injection line.

چکیده: یک خوشه‌ساز لوله دریفت دوگانه و یک خوشه‌ساز شبکه‌ای یک‌گانه با شکل موج خوشه‌بندی خطی در خط تزریق محوری SFC استفاده می‌شوند.

A two-gap drift tube buncher and a one-gap grid buncher with linear bunching waveform are used on the SFC axial injection line.

یک خوشه‌ساز لوله دریفت دوگانه و یک خوشه‌ساز شبکه‌ای یک‌گانه با شکل موج خوشه‌بندی خطی در خط تزریق محوری SFC استفاده می‌شوند.

A bunch of thugs broke in and smashed the place up.

یک دسته از زورگیرها وارد شدند و همه جا را خراب کردند.

we had been watching a bunch of horrible TV.

ما داشتیم یک دسته از تلویزیون های وحشتناک تماشا می کردیم.

نمونه‌های واقعی

I've got a bunch of errands to run.

من کارهای زیادی برای انجام دادن دارم.

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 1

We got a whole bunch of boats.

ما تعداد زیادی قایق داریم.

منبع: Forrest Gump Selected Highlights

There's a bunch of dead mes in the garage.

تعدادی جسد در گاراژ وجود دارد.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

I've taught a bunch of my friends.

من تعدادی از دوستانم را آموزش داده ام.

منبع: Modern Family - Season 02

Have them try some bunch of stuff.

از آنها بخواهید برخی از کارها را امتحان کنند.

منبع: Idol speaks English fluently.

You guys are a bunch of suck-ups.

شماها گروهی چاپلوس هستید.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

So there are a bunch of people.

پس تعدادی از مردم آنجا هستند.

منبع: Riddles (Audio Version)

Hey, Dej. Saw you called a bunch.

هی، دژ. دیدم که خیلی زنگ زدی.

منبع: S03

We've got a bunch of collard greens.

ما تعداد زیادی سبزیجات برگ سبز داریم.

منبع: CNN 10 Student English August 2021 Collection

I've got a bunch of songs in a folder here.

من تعدادی آهنگ در یک پوشه اینجا دارم.

منبع: Previous Apple Keynotes

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید