a few
چند
few options
چند گزینه
very few
بسیار کم
fewer calories
کالری کمتر
quite a few
تقریباً زیاد
only a few
فقط چند
every few
هر چند
few words
چند کلمه
some few
چند مورد
no fewer than
کمتر از
with few exceptions
با استثنائات کم
a good few
چند خوب
at the fewest
در کمترین حالت
a few heroic individuals.
چندین فرد قهرمان
a few misty memories.
چند خاطره ای مه آلود
ask for a few coppers
از آنها بخواهید چند سکه مسی بدهند.
in the past few days.
در روزهای گذشته
a few stray crumbs.
چند تکه نان دور ریخته
a person of few words.
یک شخص کم حرف
They have a few rifles.
آنها چند تفنگ دارند.
a few words of comfort.
چند کلمه دلداری
a club with as few as 20 members.
یک باشگاه با کمترین 20 عضو
a few grains of corn.
چند دانه ذرت
a few shovels of earth.
چند بیل خاک
the simple utterance of a few platitudes.
بیان ساده چند کلیشه
The house was ablaze in a few minutes.
خانه در عرض چند دقیقه در حال سوختن بود.
Few people like snakes.
کم افراد مارها را دوست دارند.
It only cost a few pence.
فقط چند پنس هزینه داشت.
He had few possessions.
او دارایی کمی داشت.
He is a man of few words.
او مردی کم حرف است.
The chairman made a few introductory remarks.
رئیس چند نکته مقدماتی بیان کرد.
The actors began to rehearse a few scenes.
بازیگران شروع به تمرین چند صحنه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید