few

[ایالات متحده]/fjuː/
[بریتانیا]/fju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمیاب; تقریباً غیرقابل وجود
pron. تعداد کمی
n. تعداد کمی

عبارات و ترکیب‌ها

a few

چند

few options

چند گزینه

very few

بسیار کم

fewer calories

کالری کمتر

quite a few

تقریباً زیاد

only a few

فقط چند

every few

هر چند

few words

چند کلمه

some few

چند مورد

no fewer than

کمتر از

with few exceptions

با استثنائات کم

a good few

چند خوب

at the fewest

در کمترین حالت

جملات نمونه

a few heroic individuals.

چندین فرد قهرمان

a few misty memories.

چند خاطره ای مه آلود

ask for a few coppers

از آنها بخواهید چند سکه مسی بدهند.

in the past few days.

در روزهای گذشته

a few stray crumbs.

چند تکه نان دور ریخته

a person of few words.

یک شخص کم حرف

They have a few rifles.

آنها چند تفنگ دارند.

a few words of comfort.

چند کلمه دلداری

a club with as few as 20 members.

یک باشگاه با کمترین 20 عضو

a few grains of corn.

چند دانه ذرت

a few shovels of earth.

چند بیل خاک

the simple utterance of a few platitudes.

بیان ساده چند کلیشه

The house was ablaze in a few minutes.

خانه در عرض چند دقیقه در حال سوختن بود.

Few people like snakes.

کم افراد مارها را دوست دارند.

It only cost a few pence.

فقط چند پنس هزینه داشت.

He had few possessions.

او دارایی کمی داشت.

He is a man of few words.

او مردی کم حرف است.

The chairman made a few introductory remarks.

رئیس چند نکته مقدماتی بیان کرد.

The actors began to rehearse a few scenes.

بازیگران شروع به تمرین چند صحنه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید