burnt

[ایالات متحده]/bɜːnt/
[بریتانیا]/bɝnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسیب دیده یا مجروح به دلیل سوختن؛ سوخته یا سوزانده شده (به ویژه در ارتباط با یک سرمایه‌گذاری تجاری) بدون پیش‌بینی که منجر به ضرر می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

burnt offering

نذری

burnt out

سوخته

جملات نمونه

designs are burnt into the skin.

طرح‌ها روی پوست حک شده‌اند.

The city was burnt to a desolate waste.

شهر به ویرانه‌ای متروکه تبدیل شد.

a skin graft on the burnt leg

پیوند پوستی روی پای سوخته

The house was burnt down to ashes.

خانه به خاکستر تبدیل شد.

a childhood incident that was burnt into her memory.

واقعه‌ای دوران کودکی که در خاطره او حک شده بود.

burnt shoulders and peeling noses.

شانه‌های سوخته و دماغ‌های پوست‌ پوست.

a burnt-out high-school case.

یک مورد دبیرستانی که از کار افتاده است.

The street lights burnt all night.

چراغ‌های خیابان تمام شب روشن بودند.

The fire burnt the grass quickly.

آتش به سرعت چمن‌ها را سوزاند.

The house burnt years ago.

خانه سال‌ها پیش سوخت.

The exhaust valve on my car has burnt out.

شیر تخلیه ماشین من از کار افتاده است.

it can be burnt without giving off toxic fumes.

می‌توان آن را بدون انتشار دود سمی سوزاند.

an English force burnt the village and ransomed the inhabitants.

نیروی انگلیسی روستا را سوزاند و ساکنان را باج گرفت.

the red-hot handle burnt his hand.

دسته سرخ‌داغ دست او را سوزاند.

A burnt child dreads the fire.

کودک سوخته از آتش می‌ترسد.

He burnt all his papers.

او همه کاغذهایش را سوزاند.

All the police had to go on was a half-burnt Christmas card.

تنها چیزی که پلیس داشت یک کارت کریسمس نیمه‌سوخته بود.

She was burnt in a raging fire while working in a factory.

او در حین کار در یک کارخانه در آتش‌سوزی شدید سوخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید