The fire charred the woodwork.
آتش چوبها را سوخت.
The meat was slightly charred.
گوشت کمی سوخته بود.
their bodies were badly charred in the fire.
جسدهای آنها در آتش به شدت سوخته بود.
they picked through the charred remains of their home.
آنها بقایای سوخته خانه خود را بررسی کردند.
The timbers of the house were charred by the raging fire.
تیرهای خانه توسط آتش سوسوزننده سوخته بودند.
The intensity of the explosion is recorded on the charred tree trunks.
شدت انفجار بر روی تنه درختان سوخته ثبت شده است.
her hideously charred and blackened features
ویژگیهای سوخته و سیاه او که به طرز وحشتناکی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید