seared steak
استیک سرخ شده
seared tuna
تن سرخ شده
seared scallops
صدفهای سرخ شده
seared chicken
مرغ سرخ شده
seared vegetables
سبزیجات سرخ شده
seared salmon
سالمون سرخ شده
seared pork
گوشت خوک سرخ شده
seared shrimp
میگو سرخ شده
seared beef
گوشت گاو سرخ شده
seared lamb
گوشت بره سرخ شده
the steak was perfectly seared on the outside.
استیک به خوبی سرخ شده بود.
she seared the fish to lock in the flavors.
او ماهی را سرخ کرد تا طعم ها را حفظ کند.
after being seared, the vegetables were sautéed.
پس از سرخ شدن، سبزیجات تفت داده شدند.
the chef seared the scallops for a crispy texture.
سرآشپز صدف ها را برای بافت ترد سرخ کرد.
he seared the chicken breast to achieve a golden crust.
او سینه مرغ را سرخ کرد تا به پوستی طلایی برسد.
the recipe calls for seared pork tenderloin.
دستور غذا نیاز به گوشت خوک سرخ شده دارد.
she prefers her tuna seared, not fully cooked.
او ترجیح می دهد ماهی تنش سرخ شود، نه کاملاً پخته شود.
the seared edges of the bread added a nice crunch.
لبه های سرخ شده نان یک تردی خوب اضافه کرد.
he enjoyed the seared vegetables with his meal.
او از خوردن سبزیجات سرخ شده با غذایش لذت برد.
the seared duck breast was a highlight of the menu.
سینه اردک سرخ شده یکی از نقاط برجسته منو بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید