seared

[ایالات متحده]/sɪəd/
[بریتانیا]/sɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوخته یا سیاه شده در سطح

عبارات و ترکیب‌ها

seared steak

استیک سرخ شده

seared tuna

تن سرخ شده

seared scallops

صدف‌های سرخ شده

seared chicken

مرغ سرخ شده

seared vegetables

سبزیجات سرخ شده

seared salmon

سالمون سرخ شده

seared pork

گوشت خوک سرخ شده

seared shrimp

میگو سرخ شده

seared beef

گوشت گاو سرخ شده

seared lamb

گوشت بره سرخ شده

جملات نمونه

the steak was perfectly seared on the outside.

استیک به خوبی سرخ شده بود.

she seared the fish to lock in the flavors.

او ماهی را سرخ کرد تا طعم ها را حفظ کند.

after being seared, the vegetables were sautéed.

پس از سرخ شدن، سبزیجات تفت داده شدند.

the chef seared the scallops for a crispy texture.

سرآشپز صدف ها را برای بافت ترد سرخ کرد.

he seared the chicken breast to achieve a golden crust.

او سینه مرغ را سرخ کرد تا به پوستی طلایی برسد.

the recipe calls for seared pork tenderloin.

دستور غذا نیاز به گوشت خوک سرخ شده دارد.

she prefers her tuna seared, not fully cooked.

او ترجیح می دهد ماهی تنش سرخ شود، نه کاملاً پخته شود.

the seared edges of the bread added a nice crunch.

لبه های سرخ شده نان یک تردی خوب اضافه کرد.

he enjoyed the seared vegetables with his meal.

او از خوردن سبزیجات سرخ شده با غذایش لذت برد.

the seared duck breast was a highlight of the menu.

سینه اردک سرخ شده یکی از نقاط برجسته منو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید