bus

[ایالات متحده]/bʌs/
[بریتانیا]/bʌs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله حمل و نقل عمومی که برای جابجایی مسافران استفاده می‌شود، معمولاً در طول یک مسیر ثابت.

عبارات و ترکیب‌ها

bus stop

ایستگاه اتوبوس

bus driver

راننده اتوبوس

by bus

با اتوبوس

bus station

ایستگاه اتوبوسرانی

on the bus

در اتوبوس

field bus

اتوبوس میدانی

shuttle bus

اتوبوس شاتل

take bus

سوار اتوبوس شدن

take a bus

سوار اتوبوس شدن

city bus

اتوبوس شهری

school bus

اتوبوس مدرسه

miss the bus

قاطر را از دست دادن

bus system

سیستم اتوبوس

data bus

اتوبوس داده

bus ride

سفر با اتوبوس

bus line

خط اتوبوس

last bus

آخرین اتوبوس

airport bus

اتوبوس فرودگاه

bus interface

رابط اتوبوس

جملات نمونه

there is an hourly bus service.

یک سرویس اتوبوس ساعتی وجود دارد.

a regular bus service.

یک سرویس اتوبوس منظم.

bus the children to school

اتوبوس کودکان را به مدرسه بردن.

The bus was stuck in the mud.

اتوبوس در گل گیر کرده بود.

The bus is much congested.

اتوبوس بسیار شلوغ است.

The bus drew in.

اتوبوس وارد شد.

The bus is very slow.

اتوبوس خیلی کند است.

to take a bus to work

برای رفتن به محل کار با اتوبوس.

a bus station; a bus tour.

ایستگاه اتوبوس؛ یک تور اتوبوسی.

the bus jogged and jolted.

اتوبوس به آرامی و با خشونت حرکت کرد.

the bus was about to pull away.

اتوبوس در حال ترک کردن بود.

the bus shelter at the top of the road.

ایستگاه اتوبوس در بالای خیابان.

The bus crashed into a tree.

اتوبوس به درخت برخورد کرد.

The bus stands 30 people.

اتوبوس 30 نفر را در خود جای می دهد.

incity and suburban bus lines

خطوط اتوبوس شهری و حومه.

نمونه‌های واقعی

Never get out of the bus, Patrick, Never get out of the bus!

هرگز از اتوبوس بیرون نرو، پاتریک، هرگز از اتوبوس بیرون نرو!

منبع: Anime news

Is this the bus for Park Ridge?

آیا این اتوبوس به سمت پارک ریج است؟

منبع: Crazy English Situational Conversation Real Skills

Is this the bus for the airport?

آیا این اتوبوس به سمت فرودگاه است؟

منبع: American Tourist English Conversations

Some are getting off buses or trains.

بعضی از اتوبوس یا قطار پیاده می شوند.

منبع: Foreign Language Teaching and Research Press Junior Middle School English

Maybe we should just take the bus.

شاید ما فقط باید اتوبوس را سوار شویم.

منبع: Lost Girl Season 2

They took a bus to a vaccination center.

آنها با اتوبوس به مرکز واکسیناسیون رفتند.

منبع: VOA Special English Health

Well, we'd best go catch a bus!

خب، بهتر است برویم و یک اتوبوس بگیریم!

منبع: Sarah and the little duckling

I take a bus to the subway station.

من با اتوبوس به ایستگاه مترو می روم.

منبع: New Target Junior High School English Grade 8 (Upper)

Alright, so now people prefer to take the bus.

خوب، پس حالا مردم ترجیح می دهند اتوبوس را سوار شوند.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

One in 10 people prefer to take the bus.

یک نفر از ده نفر ترجیح می دهند اتوبوس را سوار شوند.

منبع: IELTS Writing Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید