shuttle

[ایالات متحده]/ˈʃʌtl/
[بریتانیا]/ˈʃʌtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که در بافت برای حمل نخ پود به جلو و عقب استفاده می‌شود
n. وسیله‌ای یا هواپیمایی که برای حمل و نقل بین دو نقطه به جلو و عقب استفاده می‌شود
vt. به جلو و عقب حرکت کردن مانند یک شاتل
vi. به جلو و عقب سفر کردن مانند یک شاتل

عبارات و ترکیب‌ها

space shuttle

سرباز فضایی

shuttle service

خدمات شاتل

shuttle bus

اتوبوس شاتل

shuttlecock

توپک شاتل

shuttle loom

تکمیل شاتل

shuttle kiln

کوره شاتل

shuttle car

خودروی شاتل

جملات نمونه

the shuttle accelerated with a kick.

شاتل با یک ضربه سرعت گرفت.

the nine o'clock shuttle from Edinburgh.

ساعت نه شاتل از ادینبورگ.

took the shuttle across town.

درون شهر با شاتل رفت.

this was a game of shuttle diplomacy at which I had become adept.

این یک بازی دیپلماسی شاتل بود که من در آن مهارت یافته بودم.

business people who shuttle between European capitals.

افراد تجاری که بین پایتخت‌های اروپایی رفت و آمد می‌کنند.

shuttle a scientific payload to an orbiting space station.

یک محموله علمی را به یک ایستگاه فضایی در حال گردش منتقل کنید.

The supermarket operates a complimentary shuttle service.

سوپرمارکت یک سرویس شاتل رایگان ارائه می‌دهد.

shuttle diplomacy might be better than a full-dress conference.

دیپلماسی شاتل ممکن است بهتر از یک کنفرانس رسمی باشد.

the non-stop London shuttle runs until 10 p.m.

شاتل بدون توقف لندن تا ساعت 10 شب در حال کار است.

the Secretary of State shuttled to and fro seeking compromise.

وزیر امور خارجه به دنبال مصالحه رفت و آمد کرد.

the snakebitten space shuttle chalked up a fourth launch delay.

شاتل فضایی آسیب‌دیده چهارمین تاخیر در پرتاب را به خود اختصاص داد.

Accompanying the peripatetic Secretary of State on his shuttle diplomacy marathons,

همراه با وزیر امور خارجه پرسه زن در ماراتن دیپلماسی شاتل،

the river taxi shuttled employees between the newspaper's offices and the capital.

تاکسی دریایی کارمندان را بین دفاتر روزنامه و پایتخت جابجا می‌کرد.

a trefoil of parachutes lowers the shuttle's used rockets to Earth.

یک سه‌برگ چتر نجات، موشک‌های استفاده شده شاتل را به زمین می‌رساند.

Free shuttle bus pick-up service for guests to and from HITEC and Kowloon Bay MTR Station.

خدمات رایگان شاتل باس برای انتقال مهمانان به و از ایستگاه مترو HITEC و Kowloon Bay.

The big arrival in the Labs yesterday was a barebones PC chassis from Shuttle, with something very special sitting inside: the very first dual-core Atom processor we’ve seen.

ورود بزرگ به آزمایشگاه‌ها دیروز یک شاسی PC با حداقل امکانات از Shuttle بود، با چیزی بسیار ویژه در داخل آن: اولین پردازنده دو هسته‌ای Atom که تا به حال دیده‌ایم.

This article introduces the key technology of producing Lycral broadwise elastic fabric on home made equipments, such as spinning frame and shuttle loom .

این مقاله فناوری کلیدی تولید پارچه کشسان Lycral در دستگاه‌های خانگی، مانند دستگاه ریسندگی و شاتل را معرفی می‌کند.

The orbiting Discovery crew on the way Sunday to rewire the International Space Station first had to make sure the shuttle's heat shield(heatshield) wasn't damaged during lift-off.

خدمه فضایی در حال گردش Discovery در راه یکشنبه برای بازسازی ایستگاه فضایی بین‌المللی ابتدا باید اطمینان حاصل می‌کردند که سپر حرارتی شاتل در هنگام پرتاب آسیب ندیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید