callous

[ایالات متحده]/ˈkæləs/
[بریتانیا]/ˈkæləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌احساس; بی‌توجه; سخت شده

vt. بی‌احساس کردن; سخت کردن

vi. بی‌احساس شدن

جملات نمونه

callous skin on the heel

پوست بی‌حس روی پاشنه

He is callous to rebuke.

او نسبت به سرزنش بی‌تفاوت است.

callous skin on the elbow.

پوست بی‌حس روی آرنج

a pair of callous hands

یک جفت دست بی‌حس

a callous indifference to the suffering of others.

بی‌تفاوتی بی‌رحمانه نسبت به رنج دیگران

to make cynically callous.

بی‌حسی را به طور Cynical ایجاد کردن.

consideration requited with callous disregard;

توجهی که با بی‌اعتنایی بی‌رحمانه پاسخ داده می‌شود;

He is callous about the safety of his workers.

او نسبت به ایمنی کارگران خود بی‌تفاوت است.

Her callous attitude repels me.

حرف‌های بی‌حس او من را پس می‌زند.

his callous comments about the murder made me shiver.

اظهارات بی‌حس او درباره قتل باعث لرزش من شد.

His cruel and callous comments made me shiver.

اظهارات بی‌رحمانه و بی‌حس او باعث لرزش من شد.

Confined within his perverted consciousness, Leventhal, the protagonist of The Victim by Saul Bellow, is apathetically callous to the outside world.

له‌ونتال، شخصیت اصلی رمان قربانی اثر سول بلُو، در محدودیت ذهنیت منحرف خود، نسبت به دنیای بیرون بی‌تفاوت و بی‌حس است.

نمونه‌های واقعی

In it, he describes the anecdotes as shockingly callous.

در آن، او خاطرات را به عنوان بی‌توجهانه و تکان‌دهنده توصیف می‌کند.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

I don't buy that she's that callous.

من باور ندارم که او آنقدر بی‌تفاوت باشد.

منبع: VOA Special June 2018 Collection

Writing individuals off for life is not just callous.

حذف افراد برای همیشه فقط بی‌توجهی نیست.

منبع: The Economist (Summary)

His muscles became hard as iron, and he grew callous to all ordinary pain.

عضلاتش سخت مانند آهن شد و نسبت به تمام درد معمولی بی‌تفاوت شد.

منبع: The Call of the Wild

How can you be so callous?

چگونه می‌توانيد اینقدر بی‌تفاوت باشید؟

منبع: Lost Girl Season 2

It's the callous nature of their operations and how they just don't care about human life.

این طبیعت بی‌توجهانه عملیات آنها و اینکه آنها اصلاً به زندگی انسان اهمیتی نمی‌دهند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

She also commented that the dating experience can be callous.

او همچنین اشاره کرد که تجربه قرار ملاقات می‌تواند بی‌توجهانه باشد.

منبع: 6 Minute English

How can you be so callous? Abigail was your mother.

چگونه می‌توانيد اینقدر بی‌تفاوت باشید؟ آبگال مادر شما بود.

منبع: English little tyrant

The book paints the monarchy as a cold and callous institution.

کتاب سلطنت را به عنوان نهادی سرد و بی‌توجهانه به تصویر می‌کشد.

منبع: VOA Daily Standard January 2023 Collection

I'm a callous egomaniac. She's gonna leave me. No, she won't.

من یک خودشیفته بی‌تفاوت هستم. او می‌خواهد مرا ترک کند. نه، نمی‌خواهد.

منبع: The Big Bang Theory Season 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید