callously ignored
نادیده گرفته شد با بیتفاوتی
callously treated
با بیتفاوتی رفتار شد
callously dismissed
با بیتفاوتی کنار گذاشته شد
callously laughed
با بیتفاوتی خندید
callously betrayed
با بیتفاوتی خیانت شد
callously exploited
با بیتفاوتی مورد سوء استفاده قرار گرفت
callously neglected
با بیتفاوتی نادیده گرفته شد
callously harmed
با بیتفاوتی آسیب رساند
callously mocked
با بیتفاوتی مسخره کرد
callously manipulated
با بیتفاوتی دستکاری کرد
he callously ignored her pleas for help.
او با بیتوجهی کامل به خواهشهای او برای کمک توجه نکرد.
she callously dismissed his feelings as unimportant.
او با بیتوجهی کامل احساسات او را بیارزش تلقی کرد.
the manager callously cut jobs without any warning.
مدیر با بیتوجهی کامل بدون هیچ هشداری شغلها را کاهش داد.
they callously laughed at his misfortune.
آنها با بیتوجهی کامل به بدبختی او خندیدند.
he callously made fun of her appearance.
او با بیتوجهی کامل از ظاهر او مسخره کرد.
the callously wealthy ignored the plight of the poor.
ثروتمندان بیرحم نادريهاي فقرا را نادیده گرفتند.
she callously betrayed her best friend.
او با بیتوجهی کامل دوست صمیمی خود را فریب داد.
he callously broke the news without any compassion.
او با بیتوجهی کامل خبر را بدون هیچ گونه دلسوزی اعلام کرد.
the politician callously ignored the voters' concerns.
سیاستمدار با بیتوجهی کامل به نگرانیهای رایدهندگان بیتوجهی کرد.
she callously took advantage of his kindness.
او با بیتوجهی کامل از مهربانی او سوء استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید