ruthlessly

[ایالات متحده]/'ru:θlisli/
[بریتانیا]/ˈru θlɪslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بی رحمانه یا بی مروت; به طرز ظالمانه.

عبارات و ترکیب‌ها

act ruthlessly

عمل به خشونت

deal ruthlessly with

به طور بی‌رحمانه با ... برخورد کردن

fight ruthlessly

به طور بی‌رحمانه بجنگید

ruthlessly efficient

به طور بی‌رحمانه کارآمد

ruthlessly competitive

به طور بی‌رحمانه رقابتی

جملات نمونه

The uprising was ruthlessly suppressed.

قیام به شدت سرکوب شد.

The regime ruthlessly suppresses all dissent.

رژیم به طور بی‌رحمانه تمام مخالفت‌ها را سرکوب می‌کند.

They'd ruthlessly choked off all opposition to their plans.

آنها با بی‌رحمی هرگونه مخالفت با برنامه هایشان را سرکوب کردند.

The dictator ruled ruthlessly, suppressing any form of dissent.

دیکتاتور به شدت حکومت کرد و هرگونه مخالفت را سرکوب کرد.

The company ruthlessly cut costs to increase profits.

شرکت به شدت هزینه‌ها را کاهش داد تا سود را افزایش دهد.

She ruthlessly eliminated her competitors to secure the top position.

او به طور بی‌رحمانه رقبای خود را حذف کرد تا جایگاه برتر را به دست آورد.

He ruthlessly criticized her work, leaving her feeling demoralized.

او به شدت در مورد کار او انتقاد کرد و باعث شد او احساس سرخوردگی کند.

She ruthlessly pursued her goals, never letting anything stand in her way.

او به طور بی‌رحمانه به دنبال اهداف خود رفت و به هیچ چیز اجازه نداد در سر راهش قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید