capitulating

[ایالات متحده]/ˈkæp.ɪtʃ.jʊ.leɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/kap-i-tyoo-lay-ting/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تسلیم شدن یا واگذار کردن به یک رقیب، به ویژه در یک درگیری یا مذاکره.

عبارات و ترکیب‌ها

capitulating to demands

تسلیم شدن به درخواست‌ها

capitulating under pressure

تسلیم شدن تحت فشار

capitulating without resistance

تسلیم شدن بدون مقاومت

capitulating to authority

تسلیم شدن در برابر اقتدار

capitulating to rivals

تسلیم شدن به رقیبان

capitulating in negotiations

تسلیم شدن در مذاکرات

capitulating to pressure

تسلیم شدن به فشار

capitulating quickly

تسلیم شدن به سرعت

capitulating easily

تسلیم شدن به راحتی

capitulating to threats

تسلیم شدن به تهدیدها

جملات نمونه

the army is capitulating under pressure from the enemy.

ارتش تحت فشار دشمن در حال تسلیم شدن است.

after months of negotiation, the company is capitulating to the workers' demands.

پس از ماه ها مذاکره، شرکت در برابر خواسته های کارگران تسلیم شد.

he felt that capitulating was not an option for him.

او احساس کرد که تسلیم شدن برایش یک گزینه نیست.

the government is capitulating to public pressure.

دولت در برابر فشار افکار عمومی تسلیم می شود.

capitulating to fear can lead to missed opportunities.

تسلیم شدن به ترس می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.

she was not one to easily capitulate in an argument.

او معمولاً در بحث به راحتی تسلیم نمی شد.

the team is capitulating in the face of overwhelming odds.

تیم در برابر شانس های سنگین در حال تسلیم شدن است.

capitulating to peer pressure can have negative consequences.

تسلیم شدن به فشار همسالان می تواند عواقب منفی داشته باشد.

they are capitulating to the demands of the market.

آنها در برابر خواسته های بازار تسلیم می شوند.

capitulating to doubt can hinder personal growth.

تسلیم شدن به تردید می تواند رشد شخصی را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید