relenting support
حمایت سازشکارانه
relenting attitude
نگرش سازشکارانه
relenting pressure
فشار سازشکارانه
relenting stance
موضع سازشکارانه
relenting approach
رویکرد سازشکارانه
relenting demands
الزامات سازشکارانه
relenting conditions
شرایط سازشکارانه
relenting terms
شرایط سازشکارانه
relenting behavior
رفتار سازشکارانه
relenting will
اراده سازشکارانه
his relenting attitude made it easier to resolve the conflict.
حالت مصالحهکارانه او باعث شد حل اختلاف آسانتر شود.
after hours of negotiation, the manager showed a relenting spirit.
پس از ساعتها مذاکره، مدیر روحیه مصالحهکارانهای از خود نشان داد.
she was relenting in her demands, allowing for a compromise.
او در حال مصالحه با خواستههایش بود و اجازه مصالحه را میداد.
the parents were relenting, finally agreeing to their child's request.
والدین در حال مصالحه بودند و بالاخره با درخواست فرزندشان موافقت کردند.
his relenting nature made him popular among his peers.
طبع مصالحهکارانهاش باعث محبوبیت او در بین همسالانش شد.
as the storm passed, the skies began relenting.
همانطور که طوفان فروکش میکرد، آسمانها شروع به آرام شدن کردند.
she was relenting after seeing how hard he tried.
او پس از دیدن تلاش او، مصالحه کرد.
the teacher was relenting on the homework deadline.
معلم مهلت تحویل تکالیف را به تعویق انداخت.
his relenting smile reassured everyone in the room.
لبخند مصالحهکارانهاش اطمینان خاطر را در اتاق فراهم کرد.
after much persuasion, she finally showed a relenting side.
پس از اصرار زیاد، او بالاخره یک جنبه مصالحهکارانه از خود نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید