conceding

[ایالات متحده]/kənˈsiː.dɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈsiː.dɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پذیرش شکست یا تسلیم؛ اعطا یا اجازه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

conceding defeat

تسلیم شکست

conceding ground

تسلیم دادن زمین

conceding points

تسلیم نقاط

conceding rights

تسلیم حقوق

conceding power

تسلیم قدرت

conceding control

تسلیم کنترل

conceding a goal

دریافت گل

conceding an argument

تسلیم یک استدلال

conceding a position

تسلیم یک موقعیت

conceding a claim

تسلیم یک ادعا

جملات نمونه

he is conceding defeat in the election.

او در حال پذیرش شکست در انتخابات است.

after much debate, she is conceding some of her points.

پس از بحث‌های فراوان، او برخی از نکات خود را می‌پذیرد.

the company is conceding to employee demands for better benefits.

شرکت در حال تسلیم شدن به خواسته‌های کارمندان برای مزایای بهتر است.

conceding a goal in the last minute was disappointing.

گل دادن در دقیقه آخر ناامیدکننده بود.

he is conceding that he may have been wrong.

او می‌پذیرد که ممکن است اشتباه کرده باشد.

conceding a little can lead to better negotiations.

تسلیم شدن کمی می‌تواند منجر به مذاکرات بهتر شود.

she is conceding her position in the argument.

او موضع خود را در بحث کنار می‌گذارد.

the team is conceding the championship title.

تیم در حال واگذاری عنوان قهرمانی است.

conceding to pressure can sometimes be necessary.

تسلیم شدن در برابر فشار گاهی اوقات ضروری است.

he was reluctant to concede any ground in the discussion.

او اکراه داشت تا در بحث هیچ امتیازی را واگذار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید