submitting

[ایالات متحده]/səbˈmɪtɪŋ/
[بریتانیا]/səbˈmɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تسلیم شدن به یک نیروی بالاتر یا مقام؛ پذیرش یا تسلیم شدن به یک تصمیم یا مقام؛ تسلیم شدن به فشار یا خواسته‌ها؛ تحمل کردن یا رنج بردن

عبارات و ترکیب‌ها

submitting documents

ارائه اسناد

submitting applications

ارائه درخواست‌ها

submitting reports

ارائه گزارش‌ها

submitting feedback

ارائه بازخورد

submitting forms

ارائه فرم‌ها

submitting proposals

ارائه پروپوزال‌ها

submitting requests

ارائه درخواست‌ها

submitting entries

ارائه ورودی‌ها

submitting evidence

ارائه مدارک

submitting changes

ارائه تغییرات

جملات نمونه

submitting your application is the first step in the process.

ارائه درخواست شما اولین قدم در این فرآیند است.

he is submitting his report by the end of the week.

او گزارش خود را تا پایان هفته ارائه خواهد کرد.

submitting feedback helps improve our services.

ارائه بازخورد به بهبود خدمات ما کمک می کند.

we are submitting our proposal for review tomorrow.

ما پیشنهاد خود را برای بررسی فردا ارائه خواهیم داد.

she is submitting her thesis for final evaluation.

او پایان نامه خود را برای ارزیابی نهایی ارائه می دهد.

submitting your taxes on time is essential.

ارائه به موقع مالیات شما ضروری است.

they are submitting a request for additional funding.

آنها درخواستی برای تامین مالی بیشتر ارائه می دهند.

submitting the form incorrectly can delay the process.

ارائه نادرست فرم می تواند روند را به تاخیر بیندازد.

he is nervous about submitting his artwork to the gallery.

او در مورد ارائه آثار هنری خود به گالری مضطرب است.

submitting a complaint can lead to positive changes.

ارائه شکایت می تواند منجر به تغییرات مثبت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید