animal captivity
نگهداری حیوانات در اسارت
prisoner in captivity
زندانی در اسارت
escape from captivity
فرار از اسارت
They were in captivity for a week.
آنها یک هفته در اسارت بودند.
the third month of their captivity passed.
ماه سوم اسارت آنها گذشت.
my captivity was strait as ever.
اسارت من همیشه تنگ بود.
in captivity tigers are prolific breeders.
در اسارت، ببرها تولیدکنندگان باروری هستند.
the living death of captivity
مرگ زنده اسارت
he was released after 865 days in captivity .
او پس از 865 روز در اسارت آزاد شد.
A zoo is a place where live animals are kept in captivity for the public to see.
یک باغ وحش مکانی است که حیوانات زنده در آنجا برای نمایش عمومی در اسارت نگهداری می شوند.
But seek not Bethel, and go not into Galgal, neither shall you pass over to Bersabee: for Galgal shall go into captivity, and Bethel shall be unprofitable.
اما به دنبال بتل نگردید و به گالگل نرو، و از برسبا عبور نکن؛ زیرا گالگل به اسارت خواهد رفت و بتل بیفایده خواهد بود.
Musty during rut, the tusker named Dhanapalaka is uncontrollable. Held in captivity, the tusker does not touch a morsel, but only longingly calls to mind the elephant forest.
در طول فصل جفت گیری، فیل نر به نام داناپالاکا غیرقابل کنترل است. در اسارت، فیل نر حتی ذره ای غذا نمی خورد، بلکه فقط با دلتنگی جنگل فیل ها را به یاد می آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید