detention

[ایالات متحده]/dɪˈtenʃn/
[بریتانیا]/dɪˈtenʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازداشت، توقیف، حبس

عبارات و ترکیب‌ها

serving detention

اعمال حبس

after-school detention

حبس بعد از مدرسه

detention center

مرکز نگهداری

detention policy

سیاست حبس

detention centre

مرکز حبس

detention house

خانه حبس

detention basin

حوضچه نگهداری

detention time

مدت زمان حبس

detention camp

اردوی بازداشت

جملات نمونه

He was kept in detention by the police.

او توسط پلیس در بازداشت نگهداری می‌شد.

detention centres with a very tough physical regime.

مراکز بازداشت با یک رژیم بدنی بسیار سخت.

He was held in detention from 1991 to 2009.

او از سال 1991 تا 2009 در بازداشت نگهداری می‌شد.

If the internee is not convinced by the detention, he may appeal to the public security or procuratorial organs.

اگر بازداشتی قانع نشود، می‌تواند به مراجع امنیتی یا دادسرا شکایت کند.

25."Arrest" means the detention of a ship by judicial process tosecure a maritime claim, but does not include the seizure of a ship inexecution or satisfaction of a judgment.

25. "دستگیری" به معنای توقیف یک کشتی توسط فرآیند قضایی برای تأمین ادعای دریایی است، اما شامل توقیف کشتی برای اجرای یا رضایت قضاوت نمی‌شود.

plague suspect(s) shall undergo disinsectization and have on-site clinical check-up or check-up detention for a period of less than 6 days from the date of arrival;

مشکوک(های) به وبا باید ضد حشرات انجام دهند و معاینات بالینی یا بازداشت معاینه در محل را به مدت کمتر از 6 روز از تاریخ ورود انجام دهند؛

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید