freight forwarder
پیشرو حمل و نقل
freight cost
هزینه حمل و نقل
freight company
شرکت حمل و نقل
freight forwarding
حملبار بینالمللی
air freight
حمل هوایی
freight transport
حمل و نقل بار
freight rate
نرخ حمل و نقل
sea freight
حمل دریایی
ocean freight
حمل اقیانوس
freight car
واگن باری
freight prepaid
پرداخت هزینه حمل و نقل
freight train
قطار باری
freight forward
شرکت حمل و نقل بین المللی
freight collect
بار جمع آوری شده
freight traffic
ترافیک باری
freight service
خدمات حمل و نقل
freight station
ایستگاه باری
freight volume
حجم بار
freight charge
هزینه حمل
by freight
از طریق حمل و نقل
hop a freight train.
پرش سوار یک قطار باری.
uneconomic freight rate
نرخ حمل و نقل غیر اقتصادی
cost and freight (C.F.)
هزینه و حمل و نقل (C.F.)
a freighter up for Panama.
یک کشتی باری برای پاناما.
each word was freighted with anger.
هر کلمه با خشم همراه بود.
a heavily loaded freight train.
یک قطار باری سنگین.
cost insurance and freight (C.I.F.)
هزینه، بیمه و حمل و نقل (C.I.F.)
density of freight (passenger or traffic)
چگالی بار (مسافر یا ترافیک)
The freighter puts in at noon.
کشتی باری در ظهر پهلو میگیرد.
a seaworthy freighter; a seaworthy crew.
یک کشتی باری قابل اطمینان؛ خدمه قابل اطمینان.
The freight is included in the account.
بارهای کالا در حساب گنجانده شده است.
The boat is freighted with coal.
کشتی با زغال سنگ بارگیری شده است.
This new freighter is near completion.
این کشتی باری جدید در آستانه اتمام است.
Freight-car loadings continue to slack off.
بارگیری واگنهای باری همچنان کاهش مییابد.
the metals had been freighted from the city.
فلزات از شهر حمل شده بودند.
Usually it's by window or freight elevator.
معمولاً از طریق پنجره یا آسانسور باری است.
منبع: 2 Broke Girls Season 4" Here, lend me a hand before you pull your freight, " he added.
" اینجا، قبل از اینکه محمولهات را بکشی، به من کمک کن،" او اضافه کرد.
منبع: The Call of the WildNormally, about half of the world's freight is carried inside passenger planes.
به طور معمول، حدود نیمی از محموله های جهان در داخل هواپیماهای مسافربری حمل می شود.
منبع: VOA Special December 2020 CollectionThey needed to fill freight containers to the brim.
آنها نیاز داشتند تا کانتینرهای باری را تا لبه پر کنند.
منبع: CNN 10 Student English March 2018 CollectionThe engine pulled a long line of freight cars.
موتور یک ردیف طولانی از واگن های باری را کشید.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesFreight shipping schedules for trains leaving Detroit.
برنامه های حمل و نقل باری برای قطارهایی که دیترویت را ترک می کنند.
منبع: American TV series Person of Interest Season 4The freight train just left for Des Moines.
قطار باری همین الان به سمت دِز موینز حرکت کرد.
منبع: TV series Person of Interest Season 2Two freight train, collided in southeastern Missouri this morning.
دو قطار باری امروز صبح در جنوب شرقی میسوری با هم برخورد کردند.
منبع: NPR News May 2013 CompilationWe do algorithmic carpooling of truckload freight.
ما الگوریتمیک کرایدموویینگ محموله کامیون را انجام می دهیم.
منبع: TED Talks (Video Edition) November 2022 CollectionChina has launched a new China-Europe freight train service.
چین یک سرویس جدید قطار باری چین-اروپا راه اندازی کرده است.
منبع: CRI Online May 2023 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید