classify

[ایالات متحده]/ˈklæsɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈklæsɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دسته‌بندی کردن؛ درجه‌بندی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

classify as

به عنوان طبقه بندی کنید

جملات نمونه

classify books by subjects

طبقه‌بندی کتاب‌ها بر اساس موضوع

Librarians spend a lot of time classifying books.

کتابداران زمان زیادی را صرف طبقه‌بندی کتاب‌ها می‌کنند.

Based on the above classifications, we classify speech acts broadly into two types: non-conflictive and conflictive.

بر اساس این طبقه بندی ها، به طور کلی اعمال گفتاری را به دو دسته تقسیم می کنیم: غیر مناقشه و مناقشه.

Historical linguists have to identify and classify families of related languages in a genealogical family tree, and to reconstruct the protolanguage.

دانشیادان زبان‌شناسان تاریخی باید خانواده‌های مرتبط زبان‌ها را در یک درخت خانوادگی شناسایی و طبقه‌بندی کنند و زبان مادر را بازسازی کنند.

So, prorate measures against crime must be taken based on classifying personal liability and social liability.

بنابراین، اقدامات پیشگیرانه در برابر جرم باید بر اساس طبقه‌بندی مسئولیت شخصی و مسئولیت اجتماعی انجام شود.

The following part defines and classifies denominal verbs.Related aspects are touched, including cognitive basis and conversion process.

بخش بعدی فعل‌های اسمی را تعریف و طبقه‌بندی می‌کند. جنبه‌های مرتبط نیز مورد توجه قرار می‌گیرد، از جمله مبنای شناختی و فرآیند تبدیل.

This paper analyzes the remote sensing images data of Tanggu saltpan by the methods of pattern recognition,and classifies the water resources in Tanggu saltpan using supervised classification.

این مقاله داده‌های تصاویر سنجش از دور دشت شور تانگگو را با استفاده از روش‌های تشخیص الگو تجزیه و تحلیل می‌کند و با استفاده از طبقه‌بندی نظارت‌شده، منابع آب در دشت شور تانگگو را طبقه‌بندی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید