ceases

[ایالات متحده]/siːz/
[بریتانیا]/siz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توقف یا پایان
v. متوقف کردن یا به پایان رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

time ceases

زمان متوقف می‌شود

pain ceases

درد متوقف می‌شود

life ceases

زندگی متوقف می‌شود

motion ceases

حرکت متوقف می‌شود

hope ceases

امید متوقف می‌شود

action ceases

عمل متوقف می‌شود

sound ceases

صدا متوقف می‌شود

light ceases

نور متوقف می‌شود

war ceases

جنگ متوقف می‌شود

activity ceases

فعالیت متوقف می‌شود

جملات نمونه

when the noise ceases, we can finally hear ourselves think.

وقتی که صداها متوقف شوند، سرانجام می‌توانیم صدای افکار خود را بشنویم.

the company ceases operations during the holiday season.

شرکت در طول تعطیلات متوقف می شود.

if the rain ceases, we can go for a walk.

اگر باران متوقف شود، می توانیم برای پیاده روی برویم.

her interest in the project ceases after the first meeting.

علاقه او به پروژه پس از اولین جلسه متوقف می شود.

the pain ceases once the medication takes effect.

دردی که با اثرگذاری دارو از بین می رود.

he ceases to be a member of the club after failing to renew his subscription.

او پس از ناتوانی در تمدید اشتراک خود، دیگر عضو باشگاه نیست.

as the sun sets, the activity in the park ceases.

همانطور که خورشید غروب می کند، فعالیت در پارک متوقف می شود.

the discussion ceases when the moderator announces a break.

بحث زمانی متوقف می شود که مجری یک وقفه اعلام کند.

once the music ceases, the crowd falls silent.

وقتی موسیقی متوقف می شود، جمعیت ساکت می شود.

his enthusiasm for the project ceases without support from the team.

اشتیاق او به پروژه بدون حمایت تیم از بین می رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید