ends

[ایالات متحده]/[ˈɛndz]/
[بریتانیا]/[ˈɛndz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای یا سطحی که چیزی متوقف می‌شود؛ نتیجه
n., plural نتیجه نهایی یک فرآیند یا سری از رویدادها
v. به پایان رساندن؛ تمام کردن؛ به پایان رسیدن
adj. در موقعیت انتهای یا نزدیک به آن

عبارات و ترکیب‌ها

ends well

خوب تمام می‌شود

ends meet

به سر انجام رساندن

ends here

اینجا تمام می‌شود

ends with

با ... تمام می‌شود

ends now

حالا تمام می‌شود

ends soon

به زودی تمام می‌شود

ends tonight

امشب تمام می‌شود

ends today

امروز تمام می‌شود

ends up

در نهایت

ended last

آخر تمام شد

جملات نمونه

the road ends abruptly after the bridge.

جاده بعد از پل به طور ناگهانی به پایان می‌رسد.

our friendship ends here, i'm sorry to say.

دوستی ما اینجا تمام می‌شود، متاسفم که می‌گویم.

the movie ends with a surprising twist.

فیلم با یک پیچش غیرمنتظره به پایان می‌رسد.

the deadline ends on friday at 5 pm.

مهلت تا ساعت 5 بعد از ظهر جمعه تمام می‌شود.

the discussion ends without a clear resolution.

بحث بدون هیچ نتیجه‌گیری روشنی به پایان می‌رسد.

the contract ends next month, so we need to renew it.

قرارداد ماه آینده به پایان می‌رسد، بنابراین باید آن را تمدید کنیم.

the game ends in a tie after extra time.

بازی پس از وقت اضافه با تساوی به پایان می‌رسد.

the shift ends at midnight for all employees.

شیفت برای همه کارمندان در نیمه‌شب به پایان می‌رسد.

the tunnel ends with a beautiful view of the valley.

تونل با منظره‌ای زیبا از دره به پایان می‌رسد.

the investigation ends with no conclusive evidence.

تحقیقات با هیچ مدرک قطعی به پایان می‌رسد.

the line ends at the corner of main and elm.

خط در گوشه خیابان اصلی و الم به پایان می‌رسد.

the day ends with a stunning sunset.

روز با غروب خورشید خیره‌کننده به پایان می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید