persists

[ایالات متحده]/pəˈsɪsts/
[بریتانیا]/pərˈsɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وجود آمدن یا دوام آوردن در یک دوره طولانی؛ در یک حالت یا شرایط خاص باقی ماندن؛ به یک هدف یا مسیر عمل به طور محکم چسبیدن

عبارات و ترکیب‌ها

problem persists

مشکل همچنان ادامه دارد

issue persists

مشکل همچنان ادامه دارد

pain persists

درد همچنان ادامه دارد

challenge persists

چالش همچنان ادامه دارد

fear persists

ترس همچنان ادامه دارد

doubt persists

شک همچنان ادامه دارد

memory persists

حافظه همچنان ادامه دارد

trend persists

روند همچنان ادامه دارد

feeling persists

احساس همچنان ادامه دارد

hope persists

امید همچنان ادامه دارد

جملات نمونه

the pain persists despite taking medication.

درد با وجود مصرف دارو همچنان ادامه دارد.

her enthusiasm for the project persists.

اشتیاق او برای پروژه همچنان ادامه دارد.

if the problem persists, we need to find a solution.

اگر مشکل ادامه یابد، باید راه حلی پیدا کنیم.

he persists in his efforts to improve.

او برای بهبود تلاش خود ادامه می‌دهد.

the rumor persists despite being debunked.

شایعه با وجود رد شدن همچنان ادامه دارد.

she persists with her training, even when it's tough.

او حتی در شرایط سخت نیز با آموزش خود ادامه می‌دهد.

the issue persists across different platforms.

این مشکل در پلتفرم‌های مختلف ادامه دارد.

his interest in the subject persists over the years.

علاقه او به این موضوع در طول سال‌ها ادامه دارد.

despite challenges, the team persists in its mission.

با وجود چالش‌ها، تیم به مأموریت خود ادامه می‌دهد.

the cold weather persists into spring.

هواى سرد تا بهار ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید