customer centric
متمرکز بر مشتری
user centric
متمرکز بر کاربر
data centric
متمرکز بر داده
service centric
متمرکز بر خدمات
product centric
متمرکز بر محصول
design centric
متمرکز بر طراحی
value centric
متمرکز بر ارزش
community centric
متمرکز بر جامعه
innovation centric
متمرکز بر نوآوری
experience centric
متمرکز بر تجربه
our company is customer-centric, always prioritizing client needs.
شرکت ما مشتریپسند است، همیشه در اولویت قرار دادن نیازهای مشتری.
the new policy is employee-centric, focusing on staff well-being.
سیاست جدید متمرکز بر کارکنان است و بر رفاه کارکنان تمرکز دارد.
she has a data-centric approach to decision-making.
او از یک رویکرد متمرکز بر داده برای تصمیمگیری استفاده میکند.
the design is user-centric, ensuring a great experience.
طراحی کاربر محور است و تجربه ای عالی را تضمین می کند.
our research is community-centric, involving local input.
تحقیقات ما متمرکز بر جامعه است و شامل مشارکت محلی است.
the program is education-centric, aiming to improve learning outcomes.
برنامه متمرکز بر آموزش است و هدف آن بهبود نتایج یادگیری است.
they adopted a project-centric methodology to enhance efficiency.
آنها یک روش شناسی متمرکز بر پروژه را برای افزایش کارایی اتخاذ کردند.
the event is culture-centric, celebrating local traditions.
این رویداد متمرکز بر فرهنگ است و سنت های محلی را جشن می گیرد.
his speech was innovation-centric, inspiring new ideas.
سخنرانی او متمرکز بر نوآوری بود و الهام بخش ایده های جدید بود.
the initiative is sustainability-centric, promoting eco-friendly practices.
این ابتکار متمرکز بر پایداری است و از شیوه های سازگار با محیط زیست حمایت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید