chat

[ایالات متحده]/tʃæt/
[بریتانیا]/tʃæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. گفتگو کردن; غیررسمی صحبت کردن
vt. در گفتگو غیررسمی مشغول شدن با; به طور دوستانه و غیررسمی صحبت کردن
n. یک گفتگو غیررسمی; صحبت غیررسمی.

عبارات و ترکیب‌ها

have a chat

گپ و گفت داشته باشید

chat room

اتاق چت

video chat

چت تصویری

chat with friends

با دوستان چت کنید

chat with

چت با

chat about

در مورد چت کردن

chat show

برنامه چت

live chat

چت زنده

chat up

چت کردن

free chat

چت رایگان

group chat

چت گروهی

chat and other

چت و موارد دیگر

جملات نمونه

a chat over coffee.

گفتگوی قهوه

this chat of ours is strictly between us.

این گفتگو فقط بین ماست.

I started to chat to him.

من شروع به گفتگو با او کردم.

They dropped in for a chat last night.

آنها دیشب برای گفتگو سر زده آمدند.

Do you have time for a chat?

آیا برای گفتگو وقت دارید؟

They like to chat over tea.

آنها دوست دارند در حین چای خوردن گفتگو کنند.

We had a cosy chat by the fire.

ما در کنار آتش یک گفتگو صمیمی داشتیم.

See also blackbird, bluebird, chat, ouzel, redstart, robin.

همچنین ببینید طاووس سیاه، بلوبیرد، چت، اوزل، رد استارت، روبین.

Radio 4's zappiest chat show.

پویاترترین برنامه گفتگو رادیو 4.

You will have a chance to circulate and chat informally.

شما فرصتی برای گشت و گذار و گفتگو به صورت غیررسمی خواهید داشت.

Heart to heart chats conduce to the establishment of harmonious atmosphere among fellow workers.

گفتگوهای صمیمانه به ایجاد فضایی هماهنگ در بین همکاران کمک می کند.

Chat frames can now be made "Noninteractive". When in this state, they will ignore all clicks.

قاب‌های گفتگو اکنون می‌توانند «غیرتعاملی» باشند. در این حالت، آنها کلیک‌ها را نادیده می‌گیرند.

I had a long chat with her when I went by her house this morning.

من امروز صبح وقتی به خانه او رفتم، با او یک گفتگوی طولانی داشتم.

She said she was passing through Paris and would like to have a chat with me.

او گفت که از پاریس عبور می کند و دوست دارد با من گفتگو کند.

When he feels low, he often calls in his psycho doctor, and feels better for a chat with him.

وقتی احساس ناراحتی می کند، اغلب روانپزشک خود را می آورد و احساس بهتری دارد وقتی با او صحبت می کند.

English people are supposed to be very reserved, but Pete is the exception that proves the rule—he’ll chat to anyone!

فرض بر این است که مردم انگلیسی بسیار معتقدند، اما پیت استثنایی است که این قانون را ثابت می کند - او با هر کسی صحبت خواهد کرد!

نمونه‌های واقعی

This has been a really interesting chat.

این یک مکالمه بسیار جالب بوده است.

منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 6)

Is there a private corner where we can sit and have a private chat?

آیا گوشه ای خصوصی وجود دارد که بتوانیم بنشینیم و یک گپ خصوصی داشته باشیم؟

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

To chat, " chat, " means to talk to someone, usually about something that isn't very important.

گپ زدن به معنای صحبت کردن با کسی است، معمولاً در مورد چیزی که خیلی مهم نیست.

منبع: Lucy’s Day in ESL

You wanted a chat about housing loans?

شما می خواستید در مورد وام مسکن گپ بزنید؟

منبع: Banking Situational Conversation

And we just had a very relaxed chat.

و ما همین الان یک گپ بسیار آرام و دلنشین داشتیم.

منبع: BBC Listening January 2015 Collection

It's not a bad chat, is it?

گپ بدی نبود، مگه نه؟

منبع: BBC Listening Collection October 2014

I had a nice chat with your mother.

من یک گپ خوب با مادرت داشتم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

So he arranged for me to chat with Steve.

بنابراین او برنامه ریزی کرد تا با استیو گپ بزنم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

We had a cozy chat at the coffee shop.

ما یک گپ دنج در کافه داشتیم.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

But I had a chat with our big friend.

اما من با دوست بزرگمان گپ زدم.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید