have a chat
گپ و گفت داشته باشید
chat room
اتاق چت
video chat
چت تصویری
chat with friends
با دوستان چت کنید
chat with
چت با
chat about
در مورد چت کردن
chat show
برنامه چت
live chat
چت زنده
chat up
چت کردن
free chat
چت رایگان
group chat
چت گروهی
chat and other
چت و موارد دیگر
a chat over coffee.
گفتگوی قهوه
this chat of ours is strictly between us.
این گفتگو فقط بین ماست.
I started to chat to him.
من شروع به گفتگو با او کردم.
They dropped in for a chat last night.
آنها دیشب برای گفتگو سر زده آمدند.
Do you have time for a chat?
آیا برای گفتگو وقت دارید؟
They like to chat over tea.
آنها دوست دارند در حین چای خوردن گفتگو کنند.
We had a cosy chat by the fire.
ما در کنار آتش یک گفتگو صمیمی داشتیم.
See also blackbird, bluebird, chat, ouzel, redstart, robin.
همچنین ببینید طاووس سیاه، بلوبیرد، چت، اوزل، رد استارت، روبین.
Radio 4's zappiest chat show.
پویاترترین برنامه گفتگو رادیو 4.
You will have a chance to circulate and chat informally.
شما فرصتی برای گشت و گذار و گفتگو به صورت غیررسمی خواهید داشت.
Heart to heart chats conduce to the establishment of harmonious atmosphere among fellow workers.
گفتگوهای صمیمانه به ایجاد فضایی هماهنگ در بین همکاران کمک می کند.
Chat frames can now be made "Noninteractive". When in this state, they will ignore all clicks.
قابهای گفتگو اکنون میتوانند «غیرتعاملی» باشند. در این حالت، آنها کلیکها را نادیده میگیرند.
I had a long chat with her when I went by her house this morning.
من امروز صبح وقتی به خانه او رفتم، با او یک گفتگوی طولانی داشتم.
She said she was passing through Paris and would like to have a chat with me.
او گفت که از پاریس عبور می کند و دوست دارد با من گفتگو کند.
When he feels low, he often calls in his psycho doctor, and feels better for a chat with him.
وقتی احساس ناراحتی می کند، اغلب روانپزشک خود را می آورد و احساس بهتری دارد وقتی با او صحبت می کند.
English people are supposed to be very reserved, but Pete is the exception that proves the rule—he’ll chat to anyone!
فرض بر این است که مردم انگلیسی بسیار معتقدند، اما پیت استثنایی است که این قانون را ثابت می کند - او با هر کسی صحبت خواهد کرد!
This has been a really interesting chat.
این یک مکالمه بسیار جالب بوده است.
منبع: Yilin Edition Oxford High School English (Elective 6)Is there a private corner where we can sit and have a private chat?
آیا گوشه ای خصوصی وجود دارد که بتوانیم بنشینیم و یک گپ خصوصی داشته باشیم؟
منبع: Four-level vocabulary frequency weekly planTo chat, " chat, " means to talk to someone, usually about something that isn't very important.
گپ زدن به معنای صحبت کردن با کسی است، معمولاً در مورد چیزی که خیلی مهم نیست.
منبع: Lucy’s Day in ESLYou wanted a chat about housing loans?
شما می خواستید در مورد وام مسکن گپ بزنید؟
منبع: Banking Situational ConversationAnd we just had a very relaxed chat.
و ما همین الان یک گپ بسیار آرام و دلنشین داشتیم.
منبع: BBC Listening January 2015 CollectionIt's not a bad chat, is it?
گپ بدی نبود، مگه نه؟
منبع: BBC Listening Collection October 2014I had a nice chat with your mother.
من یک گپ خوب با مادرت داشتم.
منبع: Super Girl Season 2 S02So he arranged for me to chat with Steve.
بنابراین او برنامه ریزی کرد تا با استیو گپ بزنم.
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsWe had a cozy chat at the coffee shop.
ما یک گپ دنج در کافه داشتیم.
منبع: VOA Special July 2023 CollectionBut I had a chat with our big friend.
اما من با دوست بزرگمان گپ زدم.
منبع: American TV series Person of Interest Season 4لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید