chatter

[ایالات متحده]/'tʃætə/
[بریتانیا]/'tʃætɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سرعت یا به طور مداوم صحبت کردن
vt. باعث ایجاد یک سری سریع از صداهای جزئی شدن
n. صحبت سریع و مداوم

عبارات و ترکیب‌ها

chatter away

گپ زدن

chatterbox

حرف‌زن

chatter non-stop

بدون وقفه صحبت کردن

chatter happily

با خوشحالی صحبت کردن

mindless chatter

صحبت‌های بی‌محتوا

chatter vibration

لرزش صحبت

جملات نمونه

a stream of idle chatter .

جریان خوش‌گویی‌های بی‌هدف.

The sparrows were chattering in the garden.

پرندگان در باغ با صدای بلندی صحبت می‌کردند.

birds chattering in the trees.

پرندگانی که در درختان با صدای بلندی صحبت می‌کردند.

chattered a long reply.

پاسخی طولانی با صدای بلندی گفت.

Stop this eternal chatter!

این خوش‌گویی‌های بی‌پایان را متوقف کنید!

she was chattering about her holiday.

او درباره تعطیلاتش با صدای بلند صحبت می‌کرد.

the wipers should operate without chatter .

صاف‌بارها باید بدون ایجاد سر و صدا کار کنند.

my teeth chattered with the cold .

دندان‌هایم از سرما می‌لرزیدند.

parrots laughing and chattering in the trees.

مرغ‌های طوطا در درختان می‌خندیدند و با صدای بلند صحبت می‌کردند.

The teacher told the children to stop chattering in class.

معلم از دانش‌آموزان خواست در کلاس با صدای بلند صحبت نکنند.

Our teeth chattered from the cold.

دندان‌های ما از سرما می‌لرزید.

A power drill will chatter if the bit is loose.

اگر مته شل باشد، دریل سر و صدا خواهد کرد.

the constant chatter of the monkeys in the zoo;

خوش‌گویی‌های مداوم میمون‌ها در باغ وحش;

We chattered like two teenagers.

ما مثل دو نوجوان با صدای بلند صحبت کردیم.

chattering excitedly to her friends

با هیجان و با صدای بلند با دوستانش صحبت کرد.

Her continuous chatter vexes me.

خوش‌گویی‌های مداوم او آزارم می‌دهد.

His continuous chatter vexes me.

خوش‌گویی‌های مداوم او آزارم می‌دهد.

Off we set, with Pam chattering gaily all the way.

ما راه افتادیم، با پم که در طول مسیر با خوشحالی صحبت می‌کرد.

Once the teacher left the room, the chatter in the classroom gradually rose to a din.

وقتی معلم اتاق را ترک کرد، خوش‌گویی در کلاس به تدریج به همهمه تبدیل شد.

نمونه‌های واقعی

There has been some chatter about this possibility.

در مورد این احتمال، صحبت‌هایی وجود داشته است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American May 2023 Collection

I can almost hear her chatter and bird-screech.

تقریباً می‌توانم صدای صحبت و جیغکشی پرندگانش را بشنوم.

منبع: Flowers for Algernon

She became quite animated, and chattered away to him.

او بسیار پرانرژی شد و با او گپ زد.

منبع: Reciting beautiful English prose for you.

The chattering ceases, and the forest is still.

صداهای صحبت کردن متوقف می‌شود و جنگل ساکت است.

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

Let's try to make the monkey chatter by singing our song.

بیایید سعی کنیم با خواندن آهنگمان میمون را به صحبت کردن وادار کنیم.

منبع: Wow English

Because sometimes all the chatter only makes us feel more pressured to get it right.

زیرا گاهی اوقات همه این صحبت‌ها فقط باعث می‌شود احساس کنیم که برای انجام درست آن تحت فشار بیشتری هستیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

The juice was cold. Stuart shivered, and his teeth chattered together.

آبمیوه سرد بود. استوارت لرزید و دندان‌هایش به هم می‌لرزیدند.

منبع: Stuart Little

There were crowds in front of every other counter but theirs, girls chattering, men buying.

در مقابل هر غرفه دیگری به جز غرفه آن‌ها، جمعیت وجود داشت، دختران صحبت می‌کردند، مردان خرید می‌کردند.

منبع: Gone with the Wind

We need to cut through the chatter.

ما باید از میان این صحبت‌ها عبور کنیم.

منبع: Billions Season 1

Now, the FBI has said that there are no specific threats but there is concerning online chatter.

اکنون، اف بی آی گفته است که هیچ تهدید خاصی وجود ندارد، اما صحبت‌های آنلاین نگران‌کننده وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید