chatty chatterboxes
فضولهای گپزن
little chatterboxes
فضولهای کوچک
gossiping chatterboxes
فضولهای غیبتکن
noisy chatterboxes
فضولهای پر سر و صدا
happy chatterboxes
فضولهای خوشحال
annoying chatterboxes
فضولهای آزاردهنده
friendly chatterboxes
فضولهای دوستانه
playful chatterboxes
فضولهای بازیگوش
curious chatterboxes
فضولهای کنجکاو
my friends are such chatterboxes; they can talk for hours.
دوستان من خیلی زر و زبال هستند؛ میتوانند ساعتها صحبت کنند.
chatterboxes often dominate conversations without realizing it.
حرفزنها اغلب بدون اینکه متوجه شوند، گفتگوها را تحت سلطه خود در میآورند.
in a meeting, it's important to manage chatterboxes to stay on topic.
در یک جلسه، مهم است که حرفزنها را مدیریت کنید تا در موضوع بمانید.
chatterboxes can make gatherings lively and entertaining.
حرفزنها میتوانند گردهماییها را پر جنب و جوش و سرگرمکننده کنند.
sometimes, being a chatterbox can be annoying to others.
گاهی اوقات، حرفزن بودن میتواند برای دیگران آزاردهنده باشد.
my sister is a chatterbox; she never runs out of things to say.
خواهر من یک حرفزن است؛ هرگز حرف برای گفتن ندارد.
chatterboxes often share stories that captivate their audience.
حرفزنها اغلب داستانهایی را به اشتراک میگذارند که مخاطبان را مجذوب خود میکند.
at the party, the chatterboxes gathered in a corner, sharing gossip.
در مهمانی، حرفزنها در گوشهای جمع شدند و غیبت میکردند.
being a chatterbox can be a great way to make new friends.
حرفزن بودن میتواند راهی عالی برای دوست شدن با افراد جدید باشد.
chatterboxes often have a knack for storytelling.
حرفزنها اغلب استعداد خاصی در تعریف داستان دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید