chatterboxes

[ایالات متحده]/ˈtʃætəbɒksɪz/
[بریتانیا]/ˈtʃætərˌbɑːksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که زیاد صحبت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

chatty chatterboxes

فضول‌های گپ‌زن

little chatterboxes

فضول‌های کوچک

gossiping chatterboxes

فضول‌های غیبت‌کن

noisy chatterboxes

فضول‌های پر سر و صدا

happy chatterboxes

فضول‌های خوشحال

annoying chatterboxes

فضول‌های آزاردهنده

friendly chatterboxes

فضول‌های دوستانه

playful chatterboxes

فضول‌های بازیگوش

curious chatterboxes

فضول‌های کنجکاو

جملات نمونه

my friends are such chatterboxes; they can talk for hours.

دوستان من خیلی زر و زبال هستند؛ می‌توانند ساعت‌ها صحبت کنند.

chatterboxes often dominate conversations without realizing it.

حرف‌زن‌ها اغلب بدون اینکه متوجه شوند، گفتگوها را تحت سلطه خود در می‌آورند.

in a meeting, it's important to manage chatterboxes to stay on topic.

در یک جلسه، مهم است که حرف‌زن‌ها را مدیریت کنید تا در موضوع بمانید.

chatterboxes can make gatherings lively and entertaining.

حرف‌زن‌ها می‌توانند گردهمایی‌ها را پر جنب و جوش و سرگرم‌کننده کنند.

sometimes, being a chatterbox can be annoying to others.

گاهی اوقات، حرف‌زن بودن می‌تواند برای دیگران آزاردهنده باشد.

my sister is a chatterbox; she never runs out of things to say.

خواهر من یک حرف‌زن است؛ هرگز حرف برای گفتن ندارد.

chatterboxes often share stories that captivate their audience.

حرف‌زن‌ها اغلب داستان‌هایی را به اشتراک می‌گذارند که مخاطبان را مجذوب خود می‌کند.

at the party, the chatterboxes gathered in a corner, sharing gossip.

در مهمانی، حرف‌زن‌ها در گوشه‌ای جمع شدند و غیبت می‌کردند.

being a chatterbox can be a great way to make new friends.

حرف‌زن بودن می‌تواند راهی عالی برای دوست شدن با افراد جدید باشد.

chatterboxes often have a knack for storytelling.

حرف‌زن‌ها اغلب استعداد خاصی در تعریف داستان دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید