gossips

[ایالات متحده]/ˈɡɒsɪps/
[بریتانیا]/ˈɡɑːsɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شایعات یا صحبت درباره امور شخصی یا خصوصی دیگران؛ افرادی که از پخش چنین صحبت‌هایی لذت می‌برند؛ غیبت یا صحبت‌های بیهوده

عبارات و ترکیب‌ها

spreads gossips

گسترش شایعات

hears gossips

شنیدن شایعات

believes gossips

باور کردن به شایعات

discusses gossips

بحث کردن درباره شایعات

shares gossips

اشتراک گذاری شایعات

ignores gossips

نادیده گرفتن شایعات

listens gossips

گوش دادن به شایعات

creates gossips

ایجاد شایعات

likes gossips

دوست داشتن شایعات

avoids gossips

اجتناب از شایعات

جملات نمونه

she loves to gossip with her friends over coffee.

او عاشق صحبت کردن و غیبت کردن با دوستانش در مورد قهوه است.

gossips can spread quickly in a small town.

غیبت‌ها می‌توانند به سرعت در یک شهر کوچک پخش شوند.

he was the center of gossips at the office.

او در محل کار مرکز غیبت‌ها بود.

they often share gossips during lunch breaks.

آنها اغلب در زمان استراحت ناهار غیبت می‌کنند.

gossips about celebrities can be misleading.

غیبت در مورد مشاهیر می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

it's best to ignore gossips and focus on your work.

بهتر است غیبت‌ها را نادیده بگیرید و روی کار خود تمرکز کنید.

she was hurt by the gossips that circulated about her.

او از غیبتی که در مورد او منتشر شد، آسیب دید.

gossips can sometimes reveal hidden truths.

غیبت‌ها گاهی اوقات می‌توانند حقایق پنهان را آشکار کنند.

he enjoys listening to gossips during family gatherings.

او از گوش دادن به غیبت‌ها در جمع‌های خانوادگی لذت می‌برد.

she tries to avoid gossips and stay out of drama.

او سعی می‌کند از غیبت‌ها دوری کند و از درگیری‌ها دور باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید