cherish

[ایالات متحده]/ˈtʃerɪʃ/
[بریتانیا]/ˈtʃerɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. گنجینه، ارزشمند، مراقبت از، عزیز داشتن، نگه داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

cherish time

لحظات را گرامی بدارید

جملات نمونه

cherish as a talisman

به عنوان یک طلسم گرامی بدارید

cherish the illusion that ...

توهم اینکه ... را گرامی بدارید

cherish a grudge against

یک کینه علیه ... را گرامی بدارید

support the army and cherish the people

از ارتش حمایت کنید و مردم را گرامی بدارید

cherish a deep love for

یک عشق عمیق برای ... را گرامی بدارید

I cherish the letters she wrote.

من نامه‌هایی که نوشت را گرامی می‌دارم.

cherished but valueless heirlooms.

وراثت‌های گرامی اما بی‌ارزش.

the miscarriage of a cherished plan.

ناکام شدن یک طرح گرامی.

cherish fond dreams of

رویای دلپذیر ... را گرامی بدارید

The cup is a cherished trophy of the company.

جام جام گرامی یک جام ارزشمند برای شرکت است.

cherish one's family; fine rugs that are cherished by their owners.

خانواده خود را گرامی بدارید؛ فرش‌های زیبا که توسط صاحبانشان گرامی داشته می‌شوند.

We must cherish experience acquired at the cost of blood.

ما باید تجربیاتی را که به قیمت خون به دست آمده‌اند، ارج نهیم.

cherish a memory.See Synonyms at appreciate

ارزش قائل شدن برای خاطره. به مترادف‌ها در appreciate مراجعه کنید

The old lady tenderly cherished her dog.

زن پیر سگ خود را با محبت گرامی داشت.

the great utopian dream that they have cherished for so long

رویای بزرگانه утопического که آنها برای مدت طولانی آن را گرامی داشته اند

he had long cherished a secret fantasy about his future.

او مدت طولانی یک فانتزی مخفی در مورد آینده خود را گرامی داشت.

she cherished a dream of matriarchy—catered to by grandchildren.

او رویای مادری را گرامی داشت - توسط نوه ها مورد توجه قرار می گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید