cherish time
لحظات را گرامی بدارید
cherish as a talisman
به عنوان یک طلسم گرامی بدارید
cherish the illusion that ...
توهم اینکه ... را گرامی بدارید
cherish a grudge against
یک کینه علیه ... را گرامی بدارید
support the army and cherish the people
از ارتش حمایت کنید و مردم را گرامی بدارید
cherish a deep love for
یک عشق عمیق برای ... را گرامی بدارید
I cherish the letters she wrote.
من نامههایی که نوشت را گرامی میدارم.
cherished but valueless heirlooms.
وراثتهای گرامی اما بیارزش.
the miscarriage of a cherished plan.
ناکام شدن یک طرح گرامی.
cherish fond dreams of
رویای دلپذیر ... را گرامی بدارید
The cup is a cherished trophy of the company.
جام جام گرامی یک جام ارزشمند برای شرکت است.
cherish one's family; fine rugs that are cherished by their owners.
خانواده خود را گرامی بدارید؛ فرشهای زیبا که توسط صاحبانشان گرامی داشته میشوند.
We must cherish experience acquired at the cost of blood.
ما باید تجربیاتی را که به قیمت خون به دست آمدهاند، ارج نهیم.
cherish a memory.See Synonyms at appreciate
ارزش قائل شدن برای خاطره. به مترادفها در appreciate مراجعه کنید
The old lady tenderly cherished her dog.
زن پیر سگ خود را با محبت گرامی داشت.
the great utopian dream that they have cherished for so long
رویای بزرگانه утопического که آنها برای مدت طولانی آن را گرامی داشته اند
he had long cherished a secret fantasy about his future.
او مدت طولانی یک فانتزی مخفی در مورد آینده خود را گرامی داشت.
she cherished a dream of matriarchy—catered to by grandchildren.
او رویای مادری را گرامی داشت - توسط نوه ها مورد توجه قرار می گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید