chest

[ایالات متحده]/tʃest/
[بریتانیا]/tʃest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قفسه سینه، بخشی از بدن بین گردن و شکم؛ یک جعبه، کمد یا ظرف برای ذخیره‌سازی یا نگهداری ایمن.

عبارات و ترکیب‌ها

chest pain

درد سینه

chest muscles

عضلات قفسه سینه

chest tightness

تنگی نفس

chest infection

عفونت سينه

chest x-ray

عکس‌برداری از قفسه سینه با اشعه ایکس

chest congestion

تنگی قفسه سینه

chest discomfort

ناراحتی در قفسه سینه

chest wall

دیوار قفسه سینه

on one's chest

روی سینه‌اش

treasure chest

گنجینه

community chest

گنجینه اجتماعی

chest circumference

محیط قفسه سینه

ice chest

جعبه یخی

chest cavity

فضای قفسه سینه

war chest

گنجینه جنگ

medicine chest

جعبه داروسازی

chest of drawers

کمد لباس

chest distress

تنگی نفس

funnel chest

قفسه سینه قیفی

جملات نمونه

She placed her hand on her chest, feeling her heart race.

او دستش را روی سینه‌اش گذاشت و ضربان قلبش را احساس کرد.

He had a tattoo of a rose on his chest.

او خالکوبی یک گل رز روی سینه‌اش داشت.

The doctor listened to his chest with a stethoscope.

پزشک با گوشی پزشکی به صدای سینه‌اش گوش داد.

She held the baby close to her chest, comforting him.

او نوزاد را نزدیک سینه‌اش گرفت و او را آرام کرد.

He felt a tightness in his chest as he ran up the stairs.

او هنگام بالا رفتن از پله‌ها احساس گرفتگی در سینه‌اش کرد.

The treasure chest was filled with gold and jewels.

گنجینه پر از طلا و جواهرات بود.

He puffed out his chest in pride after winning the race.

او پس از برنده شدن در مسابقه با غرور سینه‌اش را باد کرد.

The knight wore a suit of armor to protect his chest in battle.

شوالیه زره پوشید تا سینه‌اش را در نبرد محافظت کند.

She felt a weight lifted off her chest after confessing her feelings.

او پس از اعتراف به احساساتش احساس کرد که بار از روی سینه‌اش برداشته شده است.

He clenched his fists, his chest heaving with anger.

او مشت‌هایش را مشت کرد و سینه‌اش از خشم به لرزه افتاد.

نمونه‌های واقعی

She flung herself forward onto the young man's chest.

او خود را به جلو به سینه مرد جوان انداخت.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

'And the pain in your chest? '

'و درد در سینه ات؟ '

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

It's like we lift something off their chest, perhaps not chest but head.

اینجوریه که انگار چیزی را از روی سینه آنها برمی داریم، شاید نه سینه، بلکه سر.

منبع: VOA Special English: World

These are collectively called the chest leads.

به طور جمعی به آنها می گویند لیدهای سینه.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

My longtime friend started grasping his chest.

دوست قدیمی من شروع به گرفتن سینه خود کرد.

منبع: Apple Fall Event 2022

The Tiger Immortal puffed out his chest.

جاویدان ببر سینه خود را باد کرد.

منبع: Journey to the West

Now compared to chest X-rays, chest CT gives a much more detailed view.

اکنون در مقایسه با رادیوگرافی سینه، سی تی اسکن سینه یک نمای بسیار دقیق تری ارائه می دهد.

منبع: Osmosis - COVID-19 Prevention

Today, I'm going to hit my chest.

امروز می خواهم به سینه ام ضربه بزنم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

And put it in that man's chest.

و آن را در سینه آن مرد قرار دهید.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

You can use that wood to make a chest.

می توانید از آن چوب برای ساختن یک صندوق استفاده کنید.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید