back

[ایالات متحده]/bæk/
[بریتانیا]/bæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش پشتی چیزی؛ ناحیه پشت؛ حمایت
vt. کمک یا حمایت دادن به؛ حرکت در جهت مخالف
adj. واقع در عقب؛ معوقه

عبارات و ترکیب‌ها

go back

بازگشت

back pain

درد کمر

backpack

کوله‌پشتی

back in

بازگشت

back of

پشت

back on

دوباره روشن

back into

دوباره وارد

in the back

در پشت

at the back

در عقب

back up

پشتیبان‌گیری

way back

خیلی دور

back down

پس‌روی

back out

ترک کردن

on my back

روی کمرم

on one's back

روی کمر کسی

back off

پس‌روی کردن

back to back

روی به روی

go back on

برگشتن از قول

جملات نمونه

in the back of the car.

در قسمت پشتی ماشین.

the back of a couch.

قسمت پشتی یک مبل.

back in the swing.

دوباره در حال تاب خوردن.

the back of the hand; wrote on the back of the photograph.

قسمت پشتی دست؛ روی قسمت پشتی عکس نوشته شده بود.

The back of this snake is mottled.

قسمت پشتی این مار خال‌دار است.

write on the back of a postcard.

روی قسمت پشتی کارت پستال بنویسید.

they wrote back to me.

آنها به من پاسخ دادند.

the band's back catalogue.

کاتالوگ ضبط شده قبلی گروه.

go back on a promise.

از قول خود منصرف شوید.

I'll be back directly.

من به زودی برمی گردم.

they drove back into town.

آنها دوباره به شهر بازگشتند.

the electricity was back on.

برق دوباره وصل شده بود.

نمونه‌های واقعی

Give them back. Give them back? To Juli? Sure.

آنها را پس بده. آنها را پس بده؟ به ژولی؟ مطمئنی؟

منبع: Flipped Selected

Just step back inside. All right? Just step back inside now, come on.

فقط یک قدم به عقب بروید. باشه؟ فقط همین الان یک قدم به عقب بروید، بيايد.

منبع: Inception

I wear 'em front, I wear 'em back.

من آنها را جلو می پوشم، من آنها را عقب می پوشم.

منبع: Big Hero 6

Bring your rod back then cast the line out.

سپس چوب ماهیگیری خود را پس بیاورید و سپس نخ را بیاندازید.

منبع: Genius Baby Bear LB

This candidate has already set himself back.

این نامزد از قبل خودش را عقب انداخته است.

منبع: Learning charging station

Which brings us back to the cat.

که این ما را دوباره به گربه می رساند.

منبع: Vox opinion

Take it back where? This is yours.

آن را به کجا پس بدهی؟ این مال توست.

منبع: Christmas hahaha

No. You have to take it back.

نه. شما باید آن را پس بگیرید.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Which brings us back to your mouth.

که این ما را دوباره به دهان شما می رساند.

منبع: "Minute Earth" Fun Science Popularization

But Attorney General Nicholas cuts in back.

اما دادستان کل نیکلاس از عقب وارد می شود.

منبع: CNN Listening Collection July 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید