muscle

[ایالات متحده]/ˈmʌsl/
[بریتانیا]/ˈmʌsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بافت در حیوانات و انسان‌ها که اجازه حرکت را می‌دهد؛ بافتی از بدن که از سلول‌های بلند تشکیل شده و هنگام تحریک منقبض می‌شود
vt. تقویت کردن یا اعمال نیرو با عضلات
vi. با تلاش یا نیرو به جلو حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

strong muscles

عضلات قوی

build muscle

ساختن عضله

flexing muscles

انقباض عضلات

sore muscles

عضلات دردناک

lean muscle

عضله کم‌چرب

muscle growth

رشد عضلانی

muscle strength

قدرت عضلانی

smooth muscle

عضله صاف

skeletal muscle

عضله اسکلتی

cardiac muscle

عضله قلب

muscle cell

سلول ماهیچه

heart muscle

عضله قلب

muscle contraction

انقباض عضلانی

muscle tissue

بافت عضلانی

muscle fiber

فیبر عضلانی

muscle fatigue

خستگی عضلانی

muscle tone

تناسب عضلانی

on the muscle

روی عضله

muscle strain

کشیدگی عضلانی

muscle spasm

تشنج عضلانی

abdominal muscle

عضله شکم

muscle protein

پروتئین عضله

papillary muscle

عضله ورنامی

pectoral muscle

عضله پستانی

adductor muscle

عضله ربطی

muscle spindle

دم ماهیچه

جملات نمونه

muscle in on a territory

وارد شدن به قلمرو

degeneration of the muscle fibres.

تخریب الیاف عضلانی

the superficial muscle groups.

گروه‌های عضلانی سطحی.

the wastage of muscle tissue.

از دست دادن بافت عضلانی.

muscle through a crowd

عبور از میان جمعیت

Muscle is a contractile tissue.

عضله بافت انقباضی است.

enough muscle to be a high jumper.

قدرت بدنی کافی برای پرش ارتفاع.

muscled into the conversation.

وارد بحث و گفتگو شد.

the heart muscle; the muscles of the arm.

عضله قلب؛ عضلات دست.

an ointment that helps muscle relaxation

یک کرم که به آرامش عضلات کمک می کند

the calf muscles will atrophy.

ماهیچه‌های ساق پا تحلیل می‌روند.

dystrophin is commonly defective in muscle tissue.

دیستروفین معمولاً در بافت عضلانی معیوب است.

he had muscle but no brains.

او عضلانی بود اما مغزی نداشت.

the muscle has the ability to recoil.

عضله توانایی بازگشت را دارد.

نمونه‌های واقعی

And all that potassium, it relaxes your muscles.

و تمام آن پتاسیم، عضلات شما را شل می‌کند.

منبع: Learning charging station

Nicotine also binds to receptors on skeletal muscles causing relaxed muscle tone.

نیکوتین نیز به گیرنده‌های موجود بر روی عضلات اسکلتی متصل می‌شود و باعث شل شدن عضلات می‌شود.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

Is there anger at Russia for flexing its muscle?

آیا خشمگین هستند از روسیه به خاطر به نمایش گذاشتن قدرت خود؟

منبع: NPR News February 2016 Compilation

This device extracts and redistributes muscle memory.

این دستگاه حافظه عضلانی را استخراج و دوباره توزیع می‌کند.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

He strained every muscle to lift the heavy rock.

او تمام عضلات خود را درگیر کرد تا سنگ سنگین را بلند کند.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

You need to use the muscles here.

شما باید از عضلات خود در اینجا استفاده کنید.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Okay, let's look at the muscle cells.

باشه، بیایید به سلول‌های عضلانی نگاه کنیم.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

And we need to reinvigorate that social muscle.

و ما باید آن عضلات اجتماعی را دوباره زنده کنیم.

منبع: CNN 10 Student English May 2021 Collection

Crabbe and Goyle flexed their muscles threateningly.

کرَبه و گویل به طور تهدیدآمیز عضلات خود را به نمایش گذاشتند.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

That includes the muscles involved in speech.

این شامل عضلاتی است که در گفتار نقش دارند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American April 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید