chimeric

[ایالات متحده]/kaɪˈmɛrɪk/
[بریتانیا]/kaɪˈmɛrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیالی، غیرمنطقی

عبارات و ترکیب‌ها

chimeric protein

پروتئین کیمریک

chimeric gene

ژن کیمریک

chimeric antigen

آنتی‌ژن کیمریک

chimeric organism

ارگانیسم کیمریک

chimeric model

مدل کیمریک

chimeric cell

سلول کیمریک

chimeric therapy

درمان کیمریک

chimeric receptor

گیرنده کیمریک

chimeric t-cell

سلول تی کیمریک

chimeric virus

ویروس کیمریک

جملات نمونه

the scientist created a chimeric organism to study genetic traits.

دانشمند یک موجودChimera برای مطالعه صفات ژنتیکی ایجاد کرد.

chimeric proteins can provide insights into cellular functions.

پروتئین‌های Chimera می‌توانند بینشی در مورد عملکردهای سلولی ارائه دهند.

the chimeric model was used to test new drug therapies.

مدل Chimera برای آزمایش روش‌های درمانی جدید دارویی استفاده شد.

researchers are exploring chimeric antibodies for cancer treatment.

محققان در حال بررسی آنتی‌بادی‌های Chimera برای درمان سرطان هستند.

the chimeric gene showed unexpected results in the experiment.

ژن Chimera نتایج غیرمنتظره‌ای در آزمایش نشان داد.

chimeric animals can help scientists understand evolution.

حیوانات Chimera می‌توانند به دانشمندان در درک تکامل کمک کنند.

they developed a chimeric vaccine to enhance immune response.

آنها یک واکسن Chimera برای تقویت پاسخ ایمنی توسعه دادند.

the concept of chimeric structures is fascinating in biology.

مفهوم ساختارهای Chimera در زیست‌شناسی جذاب است.

chimeric technology is advancing rapidly in genetic research.

فناوری Chimera به سرعت در تحقیقات ژنتیکی در حال پیشرفت است.

understanding chimeric systems can lead to breakthroughs in medicine.

درک سیستم‌های Chimera می‌تواند منجر به پیشرفت در پزشکی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید