illusory

[ایالات متحده]/ɪˈluːsəri/
[بریتانیا]/ɪˈluːsəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فریبنده; غلط; شبیه یک توهم.

جملات نمونه

It seemed to an idealistic and illusory dream.

به نظر یک رویاي آرمانی و فریبنده بود.

an illusory sense of security

حس امنیت دروغین

illusory hopes of winning the lottery

امیدهای دروغین برای برنده شدن در قرعه‌کشی

the illusory nature of fame

طبیعت دروغین شهرت

illusory dreams of becoming a movie star

رویاهای دروغین تبدیل شدن به یک ستاره سینما

an illusory world created by the mind

یک دنیای دروغین که توسط ذهن ایجاد شده است

illusory happiness based on material possessions

خوشبختی دروغین مبتنی بر دارایی‌های مادی

the illusory promise of quick wealth

وعده دروغین ثروت سریع

illusory images in a dream

تصاویر دروغین در یک خواب

the illusory nature of social media popularity

طبیعت دروغین محبوبیت در رسانه‌های اجتماعی

illusory memories of a past event

خاطرات دروغین از یک رویداد گذشته

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید