fictional

[ایالات متحده]/'fikʃənl/
[بریتانیا]/ ˈfɪkʃənl../
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اختراعی یا ایجاد شده در ذهن؛ مرتبط با رمان‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

fictional characters

شخصیت‌های داستانی

fictional story

داستان خیالی

fictional world

جهان خیالی

جملات نمونه

she treats fictional creations as if they were real people.

او با شخصیت‌های خیالی مانند افراد واقعی رفتار می‌کند.

The names of the shops are entirely fictional.

نام مغازه‌ها کاملاً ساختگی است.

The two authors represent the opposite poles of fictional genius.

دو نویسنده نشان دهنده دو قطب خلاقیت داستانی هستند.

Not quite documentary, not quite drama, this reenactment of a fictional conscript's life building the Great Pyramid of Giza is best described as docudrama.

این بازسازی زندگی یک سرباز داوطلب خیالی که در حال ساخت اهرام جیزه است، نه کاملاً مستند و نه کاملاً دراماتیک، بهترین توصیف آن به عنوان درامادوک است.

Glen Gabbard, director of the psychiatric clinic at Baylor College of Medicine in Texas, studied hundreds of fictional film psychiatrists to co-write the book “Psychiatry and the Cinema”.

گلن گابارد، مدیر کلینیک روانپزشکی در کالج پزشکی بیلیور در تگزاس، برای هم‌نویسی کتاب «روانپزشکی و سینما» صدها روانپزشک فیلم ساختگی را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید