choice

[ایالات متحده]/tʃɔɪs/
[بریتانیا]/tʃɔɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گزینه; حق انتخاب; مورد به دقت انتخاب شده
adj. به دقت انتخاب شده; با دقت مورد بررسی قرار گرفته.

عبارات و ترکیب‌ها

Difficult choice

انتخاب دشوار

Multiple choices

انتخاب‌های متعدد

of choice

انتخاب

have no choice

انتخاب ندارم

for choice

برای انتخاب

first choice

اولین انتخاب

your choice

انتخاب شما

make choice of

انتخاب کنید

good choice

انتخاب خوب

by choice

به انتخاب

have a choice

انتخاب داشته باشید

rational choice

انتخاب عقلانی

wise choice

انتخاب خردمندانه

have one's choice

انتخاب خود را داشته باشید

make choice

انتخاب کنید

optimal choice

انتخاب بهینه

free choice

انتخاب آزاد

multiple choice

چند گزینه ای

from choice

از انتخاب

a poor choice

انتخاب ضعیف

جملات نمونه

the choice was hers.

انتخاب با او بود.

the choice is yours.

انتخاب با شماست.

a wide choice of candidates

انتخاب گسترده ای از نامزدها

be choice of one's words

در انتخاب کلمات دقت کنید.

an unhappy choice of words.

انتخاب نامناسبی از کلمات.

there is an agonizing choice to make.

انتخاب دردناکی وجود دارد.

the choice between good and evil.

انتخاب بین خوب و شر.

Our choice fell on him.

انتخاب ما بر او قرار گرفت.

entire freedom of choice;

آزادی کامل انتخاب;

My choice was quite arbitrary.

انتخاب من کاملاً خودسرانه بود.

Which is your choice?

انتخاب شما چیست؟

The car is a choice buy.

این یک خرید انتخاب خوب است.

That lucky guy is a choice pickup for the girls.

آن مرد خوش شانس یک انتخاب خوب برای دختران است.

a tasteful choice of colours

انتخاب رنگ های با سلیقه

a tasteless choice of colours

انتخاب رنگ های بی سلیقه

he is the automatic choice for the senior team.

او به طور خودکار انتخاب اول برای تیم ارشد است.

this disk drive is the perfect choice for your computer.

این درایو دیسک انتخاب مناسبی برای کامپیوتر شما است.

نمونه‌های واقعی

Good choice. Solid choice, Charley. Always go red.

انتخاب خوب. انتخاب خوب، چارلی. همیشه قرمز برو.

منبع: Little Bear Charlie

This sprawling metropolis offers a seemingly unlimited choice of shopping, entertainment culture and dining.

این کلان شهر گسترده، انتخاب‌های به ظاهر نامحدودی از خرید، سرگرمی، فرهنگ و غذا ارائه می‌دهد.

منبع: Travel around the world

There's a reason why they've made a tentative choice.

دلیلی وجود دارد که آنها یک انتخاب مقدماتی کرده اند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Can it be my choice this time?

آیا این بار می‌تواند انتخاب من باشد؟

منبع: Downton Abbey Detailed Analysis

Exactly, plenty of choice, yeah, plenty of choice, yes.

دقیقاً، انتخاب‌های فراوان، بله، انتخاب‌های فراوان، آره.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Lincoln was given the choice of weapons.

لینکلن حق انتخاب سلاح‌ها را داشت.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

It's nobody's choice to be here, you knobs.

هیچ کس حق انتخاب ندارد که اینجا باشد، شما احمق‌ها.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

He had no choice but to retreat-and fast.

او چاره‌ای جز عقب نشینی - و سریع - نداشت.

منبع: Bloomberg Businessweek

You can then go in and change its choices.

سپس می‌توانید وارد شده و انتخاب‌های آن را تغییر دهید.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2014

Was it like, what " Critic's Choice Awards? "

آیا مثل این بود، چه "جوایز انتخاب منتقدان"؟

منبع: Idol speaks English fluently.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید