option

[ایالات متحده]/ˈɒpʃən/
[بریتانیا]/ˈɑːpʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتخاب یا گزینش؛ حق یا امتیاز خرید یا فروش

عبارات و ترکیب‌ها

best option

بهترین گزینه

final option

گزینه نهایی

first option

اولین گزینه

last option

آخرین گزینه

backup option

گزینه پشتیبان

default option

گزینه پیش فرض

limited option

گزینه محدود

available option

گزینه موجود

preferred option

گزینه ترجیحی

additional option

گزینه اضافی

جملات نمونه

she chose the best option available.

او بهترین گزینه موجود را انتخاب کرد.

there are several options to consider.

چندین گزینه برای بررسی وجود دارد.

we need to explore all possible options.

ما باید تمام گزینه های ممکن را بررسی کنیم.

he had no option but to accept the offer.

او هیچ راهی جز پذیرش پیشنهاد نداشت.

this option is the most cost-effective.

این گزینه مقرون به صرفه ترین است.

she presented a compelling option for the project.

او یک گزینه جذاب برای پروژه ارائه داد.

they decided to go with the second option.

آنها تصمیم گرفتند با گزینه دوم پیش بروند.

is there an option to upgrade my plan?

آیا گزینه ای برای ارتقاء طرح من وجود دارد؟

we should weigh the pros and cons of each option.

ما باید مزایا و معایب هر گزینه را بسنجیم.

choosing the right option can be challenging.

انتخاب گزینه مناسب می تواند چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید