pick

[ایالات متحده]/pɪk/
[بریتانیا]/pɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. برداشت، چیدن، نوک زدن، نیشگون گرفتن
vt. انتخاب کردن، گزینش کردن، چیدن، کندن
n. گزینش، انتخاب، بهترین گزینه، خامه، بیل، کلنگ

عبارات و ترکیب‌ها

pick up

گرفتن

pick out

انتخاب کردن

pick and choose

انتخاب و گزینش کردن

pick a fight

درگیری ایجاد کردن

pickpocket

جیب‌کن

handpick

انتخاب با دست

cherry-pick

انتخاب گزینشی

pick me up

من رو بالا ببر

pickpocketing

جیب‌کنی

pick and shovel

بیل و کلنگ

pick it up

اون رو بردار

pick them

اون‌ها رو انتخاب کن

pick on

اذیت کردن

pick them up

اون‌ها رو بردار

pick off

حذف کردن

pick up on

متوجه شدن

bone to pick

بحثی که باید کرد

pick flowers

گل چیدن

the pick of

بهترین

pick apples

سیب چیدن

pick holes

پیدا کردن نقص

tooth pick

چوب دندان

pick and roll

انتخاب و غلتیدن

جملات نمونه

the pick of the crop.

بهترین محصول

the pick of ...

بهترین انتخاب...

he was the pick of the bunch.

او بهترین از بین گروه بود.

pick up a book.

یک کتاب بردار.

pick words with choice

انتخاب کلمات با دقت

They were picking cotton.

آنها پنبه می‌چیدند.

pick a chicken clean of feathers.

مرغ را از پرها پاک کنید.

pick meat from the bones.

گوشت را از استخوان‌ها جدا کنید.

got first pick of the desserts.

اولین حق انتخاب دسر را داشت.

Take your pick of these books.

از بین این کتاب‌ها انتخاب کنید.

I've a bone to pick with you.

من با شما نکته‌ای برای گفتن دارم.

It's the pick of this month's new films.

این بهترین فیلم‌های جدید این ماه است.

This Australian wine is the pick of the bunch.

این شراب استرالیایی بهترین از بین آنهاست.

The baby is picking at the bedclothes.

نوزاد در حال کندن ملحفه تختخواب است.

The boy is picked up in a lifeboat.

پسر در یک قایق نجات پیدا شد.

The purse was picked up by a passer.

کیف توسط یک رهگذر برداشته شد.

just a cotton-picking minute!.

فقط یک دقیقه!

flick through the phone book and pick a company.

در دفتر تلفن نگاهی بیندازید و شرکتی را انتخاب کنید.

نمونه‌های واقعی

It's like asking to pick a favorite child.

این مثل این است که از کسی بخواهید از بین فرزندانش، مورد علاقه‌اش را انتخاب کند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Never again does that animal pick someone else.

آن حیوان دیگر هرگز کسی دیگری را انتخاب نمی‌کند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

She probably could have picked a better metaphor.

احتمالاً می‌توانستند یک استعاره بهتر انتخاب کنند.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

When cancer picked Ricky, it picked the wrong kid.

وقتی سرطان ریچی را انتخاب کرد، کودک اشتباه را انتخاب کرد.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Apples I didn't pick upon some bough.

سیب‌هایی که من آن‌ها را از شاخه‌ای نچیدم.

منبع: Selected Literary Poems

Pick friends who are genuine and sincere.

دوستانی را انتخاب کنید که اصیل و صادق باشند.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

It'll get picked out by these robots.

این کار توسط این ربات‌ها انتخاب خواهد شد.

منبع: Listening Digest

I got it! Pick and roll. Pick and roll.

من فهمیدم! انتخاب و حرکت. انتخاب و حرکت.

منبع: We Bare Bears

And what is it? -Persistence. Groveling, commitment. Take your pick.

و این چیست؟ - پشتکار. التماس، تعهد. به انتخاب شما بستگی دارد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Okay, you're at karaoke. What are you gonna pick?

باشه، شما در کارائوکه هستید. قراره چی رو انتخاب کنید؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید