circularity

[ایالات متحده]/ˌsɜː.kjʊˈlær.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌsɝː.kjəˈlær.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت دایره‌ای بودن؛ درجه‌ای که چیزی دایره‌ای است؛ شکل حلقه

عبارات و ترکیب‌ها

circularity principle

اصل گردی

circularity economy

اقتصاد گردی

circularity model

مدل گردی

circularity design

طراحی گرد

circularity approach

رویکرد گرد

circularity strategy

استراتژی گرد

circularity framework

چارچوب گرد

circularity concept

مفهوم گرد

circularity assessment

ارزیابی گرد

circularity metrics

معیارهای گرد

جملات نمونه

the circularity of the argument made it hard to follow.

چرخش استدلال باعث می‌شد درک آن دشوار باشد.

we need to address the circularity in the reasoning.

ما باید به چرخش در استدلال رسیدگی کنیم.

circularity in design can lead to inefficiencies.

چرخش در طراحی می‌تواند منجر به ناکارآمدی شود.

the circularity of the process was evident to everyone.

چرخش فرآیند برای همه آشکار بود.

he pointed out the circularity in their conclusions.

او به چرخش در نتیجه‌گیری آنها اشاره کرد.

her explanation exhibited a certain circularity.

توضیحات او نشان دهنده نوعی چرخش بود.

we must avoid circularity in our analysis.

ما باید از چرخش در تحلیل خود اجتناب کنیم.

the circularity of the policy raises concerns.

چرخش سیاست نگرانی‌ها را برانگیزد.

understanding circularity can improve critical thinking.

درک چرخش می‌تواند تفکر انتقادی را بهبود بخشد.

they discussed the implications of circularity in economics.

آنها پیامدهای چرخش در اقتصاد را مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید