cyclicity

[ایالات متحده]/sɪˈklɪs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/sɪˈklɪs.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت چرخه‌ای یا دوره‌ای بودن

عبارات و ترکیب‌ها

cyclicity analysis

تجزیه و تحلیل چرخه‌ای

cyclicity patterns

الگوهای چرخه‌ای

cyclicity effects

اثرات چرخه‌ای

cyclicity factors

عوامل چرخه‌ای

cyclicity trends

روندهای چرخه‌ای

cyclicity data

اطلاعات چرخه‌ای

cyclicity models

مدل‌های چرخه‌ای

cyclicity observations

مشاهدات چرخه‌ای

cyclicity behavior

رفتار چرخه‌ای

cyclicity phenomena

پدیده‌های چرخه‌ای

جملات نمونه

the cyclicity of the seasons affects agricultural practices.

چرخه فصول بر شیوه‌های کشاورزی تأثیر می‌گذارد.

understanding the cyclicity of economic trends is crucial for investors.

درک چرخگی روندهاى اقتصادى برای سرمایه گذاران بسیار مهم است.

the cyclicity of the moon influences ocean tides.

چرخه ماه بر جزر و مد دریاها تأثیر می‌گذارد.

researchers study the cyclicity of climate patterns to predict weather changes.

محققان چرخگی الگوهای آب و هوایی را برای پیش بینی تغییرات آب و هوا مطالعه می‌کنند.

the cyclicity of life is evident in natural ecosystems.

چرخه حیات در اکوسیستم‌های طبیعی آشکار است.

many cultures celebrate the cyclicity of nature through festivals.

فرهنگ‌های بسیاری چرخگی طبیعت را از طریق جشنواره‌ها جشن می‌گیرند.

the cyclicity of human behavior can be observed in social interactions.

می‌توان چرخگی رفتار انسان را در تعاملات اجتماعی مشاهده کرد.

the cyclicity in music can create a sense of rhythm and flow.

چرخه در موسیقی می‌تواند حسی از ریتم و جریان ایجاد کند.

understanding the cyclicity of fashion trends helps designers stay relevant.

درک چرخگی روند مد به طراحان کمک می‌کند تا مرتبط بمانند.

the cyclicity of technological advancements shapes our daily lives.

چرخه پیشرفت‌های فناوری زندگی روزمره ما را شکل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید