classically trained
به طور کلاسیک آموزش دیده
classically inspired
الهام گرفته از کلاسیک
classically beautiful
به زیبایی کلاسیک
classically elegant
به ظرافت کلاسیک
classically styled
با طراحی کلاسیک
classically designed
طراحی شده به صورت کلاسیک
classically influenced
تحت تأثیر کلاسیک
classically decorated
با دکوراسیون کلاسیک
classically trained musician
موسیقیدانی که به طور کلاسیک آموزش دیده است
She is classically trained in ballet.
او در باله به طور کلاسیک آموزش دیده است.
He plays the guitar classically.
او گیتار را به طور کلاسیک مینوازد.
The painting is classically styled.
نقاشی به طور کلاسیک طراحی شده است.
She dressed classically for the event.
او برای این رویداد به طور کلاسیک لباس پوشید.
He sings classically trained opera.
او اپرای آموزش دیده به طور کلاسیک میسوزد.
The novel is classically structured.
رمان به طور کلاسیک ساختار یافته است.
She has a classically elegant look.
او ظاهری به طور کلاسیک و باوقار دارد.
The building is designed classically.
ساختمان به طور کلاسیک طراحی شده است.
The music is composed classically.
موسیقی به طور کلاسیک آهنگسازی شده است.
He speaks classically with eloquence.
او با فصاحت به طور کلاسیک صحبت میکند.
When you've had enough, head further south and check out something a little more classically Nova Scotia.
وقتی دیگر حوصله نداشتید، به سمت جنوب بروید و یک چیز کمی سنتیتر در نوا اسکوشیا را بررسی کنید.
منبع: Lonely Planet Travel GuideFor sure, my wife is a classically trained pianist.
مطمئناً، همسرم یک پیانیست آموزش دیده کلاسیک است.
منبع: VOA Standard English EntertainmentClassically, roasters would carry a coffee all year round, right?
به طور کلاسیک، رستهها یک قهوه را در طول سال حمل میکردند، درسته؟
منبع: Coffee Tasting GuideI am a classically trained Auguste clown named Fizbo. What?
من یک کلاننده اوگوست آموزش دیده به نام فیزبو هستم. چه؟
منبع: Modern Family - Season 01Well, you have what's called classically in science fiction, the grandfather paradox.
خب، شما چیزی دارید که به طور کلاسیک در داستانهای علمی تخیلی به آن پارادوکس پدربزرگ میگویند.
منبع: Connection MagazineClassically, it would also have a little bit of port; I forgot that.
به طور کلاسیک، کمی پورت هم داشت؛ من آن را فراموش کردم.
منبع: Gourmet BaseBut what happens when you ask a classically trained chef to make it gourmet?
اما چه اتفاقی میافتد وقتی از یک سرآشپز آموزش دیده کلاسیک میخواهید آن را غذای لوکس درست کند؟
منبع: Gourmet BaseThe message is familiar, and classically American: bootstraps and businesses, Horatio Alger for the Instagram generation.
پیام آشنا است و به طور کلاسیک آمریکایی است: بندها و کسب و کارها، هوراتیو آلگر برای نسل اینستاگرام.
منبع: New York TimesClassically called the window to the soul.
به طور کلاسیک به آن پنجره روح میگویند.
منبع: TED Talks (Video Edition) February 2021 CollectionThis piece is part of the City of Angels series, it's classically sculpted, do the layers of stucco over brick.
این قطعه بخشی از سری شهر فرشتگان است، به طور کلاسیک مجسمه شده است، لایههای سنگ دیواری روی آجر.
منبع: This month VOA Daily Standard Englishلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید