traditionally

[ایالات متحده]/trə'diʃənəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت سنتی، طبق سنت

جملات نمونه

the engineering department is traditionally a male enclave.

بخش مهندسی به طور سنتی یک منطقه مردانه است.

the traditionally British trait of self-denigration.

ویژگی سنتی بریتانیایی خودکم‌بینی.

The marketplace was where commerce was traditionally carried on.

بازار جایی بود که تجارت به طور سنتی انجام می‌شد.

Traditionally piglets were weaned at eight weeks.

به طور سنتی، بره های جوان در سن هشت هفته از مادر جدا می شدند.

by-elections are traditionally an occasion for registering protest votes.

انتخابات فرامرزی به طور سنتی فرصتی برای ثبت آرا اعتراض است.

Traditionally, punditry in Washington has been a cozy business.

به طور سنتی، تحلیلگری در واشنگتن یک تجارت دنج بوده است.

Foxes were traditionally regarded as vermin.

روباه‌ها به طور سنتی به عنوان موجودات مضر در نظر گرفته می‌شدند.

engineering officers traditionally served their time as fitters in the yards.

سرهنگ‌های مهندسی به طور سنتی زمان خود را به عنوان نصاب در کارخانه‌ها سپری می‌کردند.

A very traditionally made clothbound cheese, similar to cheddar. Creamy, earthy, and tangy.

پنیر پارمیس پارمیس بافت‌دار سنتی، شبیه چدار. خامه‌ای، زمینی و تند.

Traditionally, the bride pays for her bridesmaids’ dresses.

به طور سنتی، عروس هزینه لباس های دوشیزگان را پرداخت می کند.

This 19th-century dish was traditionally made on high days and holidays, and is still often eaten at Christmas.

این غذا متعلق به قرن نوزدهم به طور سنتی در مناسبت‌های خاص و تعطیلات تهیه می‌شد و هنوز هم اغلب در کریسمس خورده می‌شود.

Degree courses have traditionally focused on the established great writers of the past.

دوره‌های تحصیلی به طور سنتی بر نویسندگان بزرگ و شناخته شده گذشته متمرکز بوده‌اند.

Traditionally this was the day on which handsel (presents) were given by employers to their staff, rather than on Christmas Day.

به طور سنتی، این روزی بود که کارفرمایان به جای روز کریسمس، هاندزل (هدیه) به کارکنان خود می‌دادند.

Traditionally, doctors use gestational age, the number of weeks from fertilization to birth, to determine whether a preemie should receive invasive care.

به طور سنتی، پزشکان از سن بارداری، تعداد هفته‌ها از زمان باروری تا تولد، برای تعیین اینکه آیا یک نوزاد نارس باید مراقبت تهاجمی دریافت کند یا خیر، استفاده می‌کنند.

British writer known for his light verse in traditionally French forms such as the triolet and rondeau.

نویسنده بریتانیایی که به خاطر شعر سبک خود در فرم‌های فرانسوی سنتی مانند تریولت و روندو شناخته شده است.

As a traditionally hematopoietic factor,Erythropoietin(EPO)has other important biologic effects besides hematogenesis.

به عنوان یک عامل خونساز سنتی، اریتروپوئیتین (EPO) علاوه بر خون‌سازی، اثرات بیولوژیکی مهم دیگری نیز دارد.

It's traditionally sauteed in olive oil.Great additions include diced chicken, sauteed firm tofu, seitan and more seasonal vegetables.

معمولاً در روغن زیتون تفت داده می‌شود. افزودنی‌های عالی شامل مرغ نگینی، توفو سفت تفت داده شده، سیطان و سبزیجات فصلی بیشتر است.

Switzerland has already been fretting over dwindling supplies of its beloved 'cervelat' sausage following a European Union ban on the Brazilian cows' intestines traditionally used to encase the meat.

سوییس قبلاً نگران کاهش موجودی سوسیس مورد علاقه اش، 'سروولات'، پس از ممنوعیت اتحادیه اروپا در مورد روده های گاو برزیلی که به طور سنتی برای پوشاندن گوشت استفاده می شود، بوده است.

نمونه‌های واقعی

Because rockets, as you pointed out, are incredibly expensive traditionally.

از آنجایی که راکت‌ها، همانطور که اشاره کردید، به طور سنتی بسیار گران هستند.

منبع: CNN 10 Student English February 2022 Collection

Passenger aircraft bodies have traditionally been made of aluminum.

بدنه هواپیماهای مسافربری به طور سنتی از آلومینیوم ساخته شده اند.

منبع: This month VOA Special English

Traditionally, the Laba porridge is the most important element of the festival.

به طور سنتی، سوپ Laba مهمترین بخش جشنواره است.

منبع: Selected English short passages

Traditionally, menemen is made with eggs, tomatoes, peppers, spices, and sometimes onions.

به طور سنتی، منمن با تخم مرغ، گوجه فرنگی، فلفل، ادویه جات و گاهی اوقات پیاز تهیه می شود.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Traditionally, genomes are sequenced in laboratories.

به طور سنتی، ژنوم ها در آزمایشگاه ها توالی یابی می شوند.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2016 Collection

Traditionally it might have been something else.

به طور سنتی ممکن است چیز دیگری بوده باشد.

منبع: Gourmet Base

That traditionally has been a female function.

این به طور سنتی یک عملکرد زنانه بوده است.

منبع: Connection Magazine

Traditionally, it would be pestle and mortar.

به طور سنتی، هاون و دسته بوده است.

منبع: Gourmet Base

So here's a traditionally colored underwater scene.

بنابراین در اینجا یک صحنه زیر آب با رنگ سنتی وجود دارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Traditionally, you know it's like Chinese, right?

به طور سنتی، می دانید، مثل چینی است، درسته؟

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید