typically

[ایالات متحده]/ˈtɪpɪklɪ/
[بریتانیا]/'tɪpɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که خاص یا نمایانگر است؛ همانطور که معمول است

جملات نمونه

a typically arrogant assumption.

یک فرضیه معمولاً مغرورانه.

the typically occult language of the time.

زبان معمولاً مرموز آن زمان.

That’s a typically masculine attitude!

این یک نگرش معمولاً مردانه است!

a typically gritty performance by the British player.

اجای خاص و واقع‌گرایانه ای از بازیکن بریتانیایی

third-year courses typically go into more depth.

معمولاً دروس سال سوم به عمق بیشتری می‌پردازند.

her typically monochromatic acting style.

سبک بازیگری معمولاً تک‌رنگ او

Typically the rock is massive, but commonly it is flaggy or schistose.

معمولاً سنگ بسیار بزرگ است، اما معمولاً لایه ای یا اسکیستوسی است.

Typically caused by midfrequency distortions in an analog system.

معمولاً ناشی از تحریف‌های فرکانس متوسط ​​در یک سیستم آنالوگ است.

The second movement of the classical baroque suite, typically following the allemande.

حرکت دوم سوئیت باروک کلاسیک، معمولاً بعد از آلماند انجام می‌شود.

This typically also corresponds to the process constructs available in the pallette of the graphical editor.

این معمولاً با سازوکارهای فرآیند موجود در پالت ویرایشگر گرافیکی نیز مطابقت دارد.

Rubral tremor is a rare movement disorder that occurs typically with midbrain damage.

لرزش روبرا یک اختلال حرکتی نادر است که معمولاً با آسیب مغز میانی همراه است.

I always couple Hemingway and Steinbeck together as being typically American writers.

من همیشه همینگوی و استین‌بک را به عنوان نویسندگان آمریکایی معمول در کنار هم قرار می‌دهم.

third-year courses typically cover less ground and go into more depth.

معمولاً دروس سال سوم فضای کمتری را پوشش می‌دهند و به عمق بیشتری می‌پردازند.

ethogram A list or description of the behavioral patterns of a given species, typically of individual behavior or pair interactions.

اتوگرام: لیستی یا شرحی از الگوهای رفتاری یک گونه معین، معمولاً از رفتار فردی یا تعاملات جفتی.

any of various fissiped mammals with nonretractile claws and typically long muzzles.

هر یک از انواع پستاندارانان گوشتخوار با پنجه‌های غیرقابل جمع شدن و معمولاً پوزه‌هایی بلند.

Patients typically have an elevated anti-streptolysin O (ASO) titer.

بیماران معمولاً سطح سرم آنتی‌استرپتولیزین O (ASO) بالایی دارند.

After some typically funny byplay and a couple of false starts, the performer gets serious and tries a proper test.

بعد از بازی‌های بامزه معمول و چند شروع کاذب، هنرمند جدی می‌شود و یک آزمون مناسب را امتحان می‌کند.

The affected fetuses and neonates typically have severe facial defects, such as cyclopia, as well.

جنین‌ها و نوزادان آسیب‌دیده معمولاً دارای نقص‌های شدید صورت، مانند سیکلوپی، نیز هستند.

نمونه‌های واقعی

Sciatica pain is typically unilateral, meaning it's only located on one side.

درد ایسکیتیکا معمولاً یک‌طرفه است، به این معنی که فقط در یک طرف قرار دارد.

منبع: Osmosis - Nerve

Typically torture falls into two categories, sadistic and functional.

معمولاً شکنجه در دو دسته قرار می‌گیرد: سادیستیک و کاربردی.

منبع: Criminal Minds Season 1

Treatment for pulmonary edema typically involves giving supplemental oxygen.

درمان آمبولی ریوی معمولاً شامل دادن اکسیژن مکمل است.

منبع: Osmosis - Respiration

And where did they typically come from?

و آنها معمولاً از کجا آمده اند؟

منبع: Past English Major Level 4 Listening Exam Questions (with Translations)

His pranks by then typically involved electronics.

تا آن زمان، شوخی های او معمولاً شامل وسایل الکترونیکی می شد.

منبع: Steve Jobs Biography

Typically, it takes a few weeks for antibody levels to peak.

معمولاً چند هفته طول می کشد تا سطح آنتی بادی به اوج برسد.

منبع: Osmosis - Anatomy and Physiology

At the cellular level, leukoplakia typically shows a thickened keratin layer.

در سطح سلولی، لوکوپلاکیا معمولاً یک لایه کراتین ضخیم نشان می دهد.

منبع: Osmosis - Digestion

Typically treatment for premature atrial contractions isn't required.

معمولاً درمان انقباضات دهلیزی زودرس مورد نیاز نیست.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

So leather coat, these typically are pretty expensive and they're typically pretty nice.

بنابراین، کت چرمی، اینها معمولاً بسیار گران هستند و معمولاً بسیار خوب هستند.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

People with schizophrenia seem to cycle through three phases, typically in order.

به نظر می رسد افراد مبتلا به اسکیزوفرنی از سه مرحله عبور می کنند، معمولاً به ترتیب.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید