expels

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛlz/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور می‌کند; بیرون می‌راند; از عضویت حذف می‌کند; اخراج می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

expels toxins

خروج سموم

expels air

خروج هوا

expels waste

خروج زباله

expels heat

خروج گرما

expels students

اخراج دانشجویان

expels energy

خروج انرژی

expels gas

خروج گاز

expels fluid

خروج مایع

expels moisture

خروج رطوبت

expels bacteria

خروج باکتری

جملات نمونه

the school expels students who break the rules.

مدرسه دانش‌آموزانی را که قوانین را می‌شکنند، اخراج می‌کند.

he expels air from his lungs when he speaks.

وقتی صحبت می‌کند، هوا را از ریه‌های خود بیرون می‌دهد.

the fire expels smoke into the atmosphere.

آتش دود را به اتمسفر می‌فرستد.

the teacher expels disruptive students from the classroom.

معلم دانش‌آموزان مزاحم را از کلاس درس اخراج می‌کند.

the body expels toxins through sweat.

بدن سموم را از طریق عرق دفع می‌کند.

she expels negative thoughts from her mind.

او افکار منفی را از ذهنش بیرون می‌کند.

the organization expels members who violate its code of conduct.

سازمان اعضایی را که قوانین رفتار آن را نقض می‌کنند، اخراج می‌کند.

the plant expels oxygen during photosynthesis.

گیاه در طول فتوسنتز اکسیژن آزاد می‌کند.

the government expels foreign diplomats for misconduct.

دولت دیپلمات‌های خارجی را به دلیل سوء رفتار اخراج می‌کند.

the athlete expels all his energy during the race.

ورزشکار تمام انرژی خود را در طول مسابقه تخلیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید