purifies

[ایالات متحده]/ˈpjʊərɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈpjʊrɪfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را خالص یا تمیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

water purifies

آب تصفیه می‌کند

air purifies

هوا تصفیه می‌کند

nature purifies

طبیعت تصفیه می‌کند

salt purifies

نمک تصفیه می‌کند

light purifies

نور تصفیه می‌کند

spirit purifies

روح تصفیه می‌کند

fire purifies

آتش تصفیه می‌کند

time purifies

زمان تصفیه می‌کند

love purifies

عشق تصفیه می‌کند

faith purifies

ایمان تصفیه می‌کند

جملات نمونه

the water purification system purifies the drinking water.

سیستم تصفیه آب، آب آشامیدنی را تصفیه می‌کند.

this process purifies the air in the building.

این فرآیند، هوای داخل ساختمان را تصفیه می‌کند.

he believes that meditation purifies the mind.

او معتقد است که مدیتیشن ذهن را تصفیه می‌کند.

regular exercise purifies the body and enhances health.

ورزش منظم بدن را تصفیه کرده و سلامتی را افزایش می‌دهد.

the new technology purifies wastewater effectively.

فناوری جدید، پساب را به طور موثر تصفیه می‌کند.

she uses essential oils that purify the atmosphere.

او از روغن‌های ضروری که جو را تصفیه می‌کنند استفاده می‌کند.

his love for nature purifies his spirit.

عشق او به طبیعت روحش را تصفیه می‌کند.

charcoal purifies the air by absorbing toxins.

زغال با جذب سموم، هوا را تصفیه می‌کند.

this herbal tea purifies the blood.

این چای گیاهی خون را تصفیه می‌کند.

art often purifies emotions and thoughts.

هنر اغلب احساسات و افکار را تصفیه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید