click

[ایالات متحده]/klɪk/
[بریتانیا]/klɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دکمه‌ای را روی موس یا صفحه‌کلید فشار دادن تا چیزی را در صفحه‌نمایش کامپیوتر انتخاب کنید؛ صدای تیز ایجاد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

click here

کلیک کنید

click to continue

برای ادامه کلیک کنید

double click

دو بار کلیک کنید

click and drag

کلیک کرده و بکشید

click fraud

تقلب در کلیک

click rate

نرخ کلیک

جملات نمونه

click on the down arrow.

برای باز کردن منوی کشویی، روی فلش رو به پایین کلیک کنید.

the click of a door latch.

صدای کلیک قفل در.

she heard the click of the door.

او صدای کلیک در را شنید.

click the left mouse button twice.

دو بار روی دکمه چپ ماوس کلیک کنید.

to run a window just double-click on the icon.

برای اجرای یک پنجره، فقط روی آیکون دو بار کلیک کنید.

They clicked with each other.

آنها با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

The play clicked on Broadway.

نمایش در برادوی موفقیت بزرگی کسب کرد.

Martha clicked her tongue.

مارتا با زبانش کلیک کرد.

given this info, everything soon clicks into place.

با توجه به این اطلاعات، همه چیز به زودی سر جای خود قرار می گیرد.

a woman in high heels click-clacked past.

یک زن با پاشنه بلند با صدای کلیک-کلیک از کنارش گذشت.

mouse your way over to the window and click on it.

با ماوس خود به سمت پنجره بروید و روی آن کلیک کنید.

click twice to open a file for the piece of software selected.

برای باز کردن یک فایل برای نرم افزاری که انتخاب کرده اید، دو بار کلیک کنید.

the office resounds with the metronomic clicking of keyboards.

دفتر با صدای متریک کلیک صفحه کلیدها طنین انداز می شود.

a webpage with point-and-click access to other sites.

صفحه وب با دسترسی با اشاره و کلیک به سایر سایت ها.

The door clicked shut behind him.

در پشت سرش با صدای کلیک بسته شد.

نمونه‌های واقعی

This summer, all the Dunphys are just clicking.

در این تابستان، همه خانواده دانفی به خوبی با هم ارتباط برقرار می‌کنند.

منبع: Modern Family Season 6

What happens when you click this button?

وقتی این دکمه را کلیک می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟

منبع: Connection Magazine

Turn the dial until you hear a little click.

ول را بچرخانید تا صدای کلیک کوچکی بشنوید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Thanks to the internet, opponents and team mates are never more than a few clicks away.

به لطف اینترنت، حریفان و هم‌تیمی‌ها هرگز بیشتر از چند کلیک دور نیستند.

منبع: The Economist - Comprehensive

You can click the description or click the card above.

می‌توانید توضیحات را کلیک کنید یا کارت بالای آن را کلیک کنید.

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

A moment later I heard the click of the lock.

چند لحظه بعد صدای کلید قفل را شنیدم.

منبع: Flowers for Algernon

I know that he is amazing and that we just clicked.

می‌دانم که او فوق العاده است و ما به خوبی با هم ارتباط برقرار کردیم.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Click on — this means move your mouse onto something and click.

روی آن کلیک کنید - این بدان معناست که ماوس خود را روی چیزی حرکت داده و کلیک کنید.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

Click there and then click there and then, see that " record" button?

آنجا کلیک کنید و سپس آنجا کلیک کنید و سپس، آیا دکمه "ضبط" را می‌بینید؟

منبع: BBC Authentic English

No, you're still just clicking twice.

نه، شما هنوز هم فقط دو بار کلیک می‌کنید.

منبع: Modern Family - Season 07

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید