clinch

[ایالات متحده]/klɪntʃ/
[بریتانیا]/klɪntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. محکم نگه داشتن یا محکم پیچاندن، به ویژه بین دو نفر
vt. حل و فصل کردن (یک اختلاف، معامله)؛ رسیدن به توافق.

عبارات و ترکیب‌ها

clinch the deal

بستن قرارداد

clinch victory

کسب پیروزی

جملات نمونه

these findings clinched the matter.

این یافته‌ها موضوع را قطعی کرد.

we went into a passionate clinch on the sofa.

ما با اشتیاق دراز کشیدیم روی مبل.

they still have a fighting chance of clinching the title.

آنها هنوز شانس مبارزه ای برای به دست آوردن عنوان دارند.

They were licking their lips at the thought of clinching the deal.

آنها با فکر بستن قرارداد، با لذت لب هایشان را لیسیدند.

The two companies clinched the deal quickly.

دو شرکت به سرعت قرارداد را بستند.

When the police came the fighters were in a clinch.

وقتی پلیس رسید، مبارزان در حال در آغوش گرفتن یکدیگر بودند.

The two businessmen clinched the deal quickly.

دو تاجر به سرعت قرارداد را بستند.

the Texan wanted to impress him to clinch a business deal.

متخصص تگزاس می خواست او را تحت تاثیر قرار دهد تا یک قرارداد تجاری ببندد.

Johnson scored the goals which clinched victory.

جانسون گل هایی را زد که پیروزی را قطعی کرد.

The offer of more money clinched it for her. She agree to undertake the job as the assistant to the managing director.

پیشنهاد پول بیشتر برای او آن را قطعی کرد. او با این مسئولیت موافقت کرد که به عنوان دستیار مدیر عامل کار کند.

نمونه‌های واقعی

To clinch the nomination, a Republican needs 1,237 total delegates.

برای کسب اکثریت آرا، یک جمهوری‌خواه به 1237 نماینده در مجموع نیاز دارد.

منبع: CNN Selected May 2016 Collection

He only needs 235 more delegates to clinch the deal.

او فقط به 235 نماینده بیشتر برای کسب این توافق نیاز دارد.

منبع: CNN Selected May 2016 Collection

Harry Kane clinched it with a rebound from a save penalty.

هری کین آن را با یک ری‌باند از یک پنالتی نجات داد.

منبع: BBC World Headlines

By the way, I just wanted to say well done on clinching that deal!

در ضمن، فقط می‌خواستم بگویم که به خاطر بستن آن قرارداد، خیلی خوب بود!

منبع: British Council Learning Tips

Spanish coach Unai Emery clinched his fourth Europa League championship.

سرمربی اسپانیایی، اوناخمی ارمری، چهارمین قهرمانی لیگ اروپا را کسب کرد.

منبع: CRI Online June 2021 Collection

The Czech team clinched the 3-2 victory in front of the home crowd in Prague.

تیم جمهوری چک با نتیجه 3-2 در مقابل تماشاگران خانگی در پراگ پیروز شد.

منبع: BBC Listening November 2012 Collection

For the republicans, incumbent president Donald Trump clinched his party's nomination in March.

برای جمهوری‌خواهان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور فعلی، در ماه مارس نامزدی حزب خود را کسب کرد.

منبع: CNN 10 Summer Special

That clinches it: The name Emma is a total winner!

این آن را مشخص می‌کند: نام امما یک برنده کامل است!

منبع: The importance of English names.

The prime minister is referring to the 11th hour deal he clinched on December 24.

نخست‌وزیر به توافقی که او در 24 دسامبر در ساعات پایانی به دست آورد اشاره می‌کند.

منبع: VOA Daily Standard January 2021 Collection

I'm at the front of the operation, searching out opportunities, winning contracts, clinching deals...

من در خط مقدم عملیات هستم، به دنبال فرصت‌ها می‌گردم، قراردادها را می‌برم و قراردادها را می‌بندم...

منبع: Big City, Small World - English Radio Drama (British Accent)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید