The reactionary ruling clique was torn by internal strife.
گروه حاکم متعصب و منفور در اثر اختلافات درونی از هم پاشید.
All traitorous persons and cliques came to no good end.
همه افراد و گروههای خائن به سرنوشت خوبی نرسیدند.
If the renegade clique of that country were in power,it would have meant serious disaster for the people.
اگر آن گروه خائن در آن کشور قدرت را به دست میگرفت، به معنای فاجعهای جدی برای مردم بود.
Clique Po expresses, what he sells in net arsis first is the luxurious piano that a value does not poor, time but date from comes 1912.
کلیک پو بیان میکند که اولین چیزی که میفروشد پیانوی لوکس است که ارزش آن کم نیست، اما زمان و تاریخ آن مربوط به سال 1912 است.
She's part of a popular clique at school.
او بخشی از یک گروه محبوب در مدرسه است.
The clique of friends always hangs out together.
گروه دوستان همیشه با هم وقت میگذرانند.
He's trying to break into the exclusive clique of elite professionals.
او سعی میکند وارد گروه خاصی از متخصصان حرفهای شود.
The clique of fashion influencers sets the latest trends.
گروه تأثیرگذاران مد آخرین روندها را تعیین میکنند.
She's known for being part of a clique that gossips a lot.
او به خاطر عضویت در گروهی که زیاد غیبت میکند، شناخته شده است.
The clique of artists collaborated on a new project together.
گروه هنرمندان با هم روی یک پروژه جدید همکاری کردند.
He's not part of any particular clique; he gets along with everyone.
او بخشی از هیچ گروه خاصی نیست؛ با همه کنار میآید.
The clique of gamers meets online regularly to play together.
گروه گیمرها به طور منظم به صورت آنلاین برای بازی با هم ملاقات میکنند.
She's trying to distance herself from the toxic clique she used to be part of.
او سعی میکند از گروه سمی که قبلاً بخشی از آن بود، دور شود.
The clique of book club members meets every month to discuss their latest read.
گروه اعضای باشگاه کتاب ماهانه برای بحث در مورد آخرین کتابی که خواندهاند، گردهم میآیند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید