faction

[ایالات متحده]/ˈfækʃn/
[بریتانیا]/ˈfækʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه کوچک درون یک سازمان؛ جناح.

عبارات و ترکیب‌ها

political faction

گروه سیاسی

factional conflict

درگیری‌های درون گروهی

factional leader

رهبر درون گروهی

party faction

گروه حزبی

factional struggle

کشمکشی درون گروهی

جملات نمونه

a petty faction of people

یک گروه کوچک و بی‌اهمیت از مردم

antipathetic factions within the party.

گروه های مخالف درون حزب.

ascendant moderate factions in the party.

گروه‌های میانه رو و در حال صعود در حزب.

the left-wing faction of the party.

گروه جناح چپ حزب.

Faction almost broke up the club.

گروه تقریباً باعث از هم پاشیدن باشگاه شد.

rival factions within the party

جناح‌های رقیب درون حزب

Faction almost broke up the party.

گروه تقریباً باعث از هم پاشیدن حزب شد.

factions fighting for supremacy within the Church

جناح‌هایی که برای کسب قدرت در درون کلیسا می‌جنگند

peace between the warring factions in the area

صلح بین جناح‌های درگیر در منطقه

the factions remained in being .

جناح‌ها به فعالیت خود ادامه دادند.

factions within the government were contending for the succession to the presidency.

گروه های مختلف در دولت برای جانشینی ریاست جمهوری رقابت می کردند.

The two factions joined to oppose the measure.

دو جناح برای مخالفت با این اقدام متحد شدند.

The warring factions have at last come to terms.

جناح‌های درگیر سرانجام به توافق رسیدند.

The attack on their country united squabbling political factions in a common purpose.

حمله به کشورشان جناح‌های سیاسی درگیر را در یک هدف مشترک متحد کرد.

the activists urged militant factions to rise up .

فعالین گروه‌های نظامی را به شورش تشویق کردند.

faction leaders wielded enormous influence within the party.

رهبران جناح نفوذ فوق العاده‌ای در حزب داشتند.

made peace between the two factions; not making sense; didn't make the quota.

صلح بین دو جناح برقرار شد؛ بی‌معنی بود؛ سهمیه را تامین نکرد.

During the negotiations the opposing faction had us over a barrel.

در طول مذاکرات، جناح مخالف ما را در موقعیت ضعف قرار داد.

نمونه‌های واقعی

665. The compact faction fractured because of friction.

665. گروه فشرده به دلیل اصطکاک دچار شکستگی شد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Clashes between rival military factions have continued in Sudan.

درگیری‌ها بین جناح‌های نظامی رقیب در سودان ادامه داشته است.

منبع: BBC Listening Collection May 2023

You've mentioned Hamas and other Palestinian factions.

شما به حماس و سایر جناح‌های فلسطینی اشاره کرده‌اید.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

Are there factions within Boko Haram?

آیا جناح‌هایی در میان بوکوحرام وجود دارد؟

منبع: NPR News November 2014 Compilation

It's Palestinian factions that are - they were putting the cease-fire.

جناح‌های فلسطینی هستند - آن‌ها آتش‌بس را برقرار می‌کردند.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

In Syria, the largest rebel faction near Damascus began withdrawing today.

در سوریه، بزرگترین گروه شورشی در نزدیکی دمشق امروز شروع به عقب‌نشینی کردند.

منبع: PBS English News

And so they will be the third largest faction in parliament.

بنابراین آن‌ها سومین گروه بزرگ در پارلمان خواهند بود.

منبع: NPR News May 2015 Compilation

The international community is pushing the warring factions to reach a peace deal.

جامعه بین‌المللی در حال فشار بر جناح‌های درگیر برای دستیابی به توافق صلح است.

منبع: VOA Standard January 2014 Collection

Sudan's army has suspended ceasefire talks with the rival paramilitary faction RSF.

ارتش سودان گفتگوهای آتش‌بس با گروه شبه‌نظامی رقیب RSF را به حالت تعلیق درآورده است.

منبع: CRI Online June 2023 Collection

The followers of Trotsky are a very important faction in the Spanish Civil War.

طرفداران تراتسکی یک گروه بسیار مهم در جنگ داخلی اسپانیا هستند.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید