locks

[ایالات متحده]/lɒks/
[بریتانیا]/lɑːks/

ترجمه

n. چندگانهٔ lock؛ دستگاه‌های مورد استفاده برای بستن یا تأمین امنیت
v. فعل سوم شخص مفرد lock؛ بستن یا تأمین امنیت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

locks the door

قفل کردن در

hair locks

قفل مو

locks open

قفل‌ها باز می‌شوند

locks changed

قفل‌ها عوض شدند

locks down

قفل شد

locks and keys

قفل و کلید

locks installed

نصب قفل

locks away

دور کردن قفل

locks broken

قفل شکسته

locks replaced

قفل‌ها جایگزین شدند

جملات نمونه

the front door locks every night for security.

درِ ورودی هر شب برای امنیت قفل می‌شود.

he picked the locks with surprising ease.

او با شگفتی آسان قفل‌ها را باز کرد.

the museum locks its doors at 5 pm.

موزه ساعت 5 بعد از ظهر درهای خود را قفل می‌کند.

she lost the keys and couldn't unlock the shed.

او کلیدها را گم کرد و نتوانست سوله را باز کند.

the company locks down its servers regularly.

شرکت به طور منظم سرورهای خود را قفل می‌کند.

the bicycle lock prevented theft.

قفل دوچرخه از سرقت جلوگیری کرد.

he changed the locks after moving in.

او بعد از نقل مکان قفل‌ها را عوض کرد.

the safe locks securely to the wall.

کیسه امن به طور ایمن به دیوار قفل می‌شود.

the hair locks were braided beautifully.

پیچیدگی موها به زیبایی بافته شده بود.

the government locks down social media during elections.

در طول انتخابات، دولت رسانه‌های اجتماعی را محدود می‌کند.

the door locks automatically when you leave.

وقتی می‌روید، در به طور خودکار قفل می‌شود.

he checked if the locks were all in place.

او بررسی کرد که آیا همه قفل‌ها سر جای خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید