caps

[ایالات متحده]/[kæps]/
[بریتانیا]/[kæps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش‌های کوچک برای انتهای انگشتان، معمولاً برای محافظت از آن‌ها یا گرم نگه داشتن آن‌ها؛ سرهای یا انتهای چیزی، به خصوص یک ستون یا یک بطری؛ یک سرپوش روی یک قلم.
v. سرپوش گذاشتن روی چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

baseball caps

Persian_translation

swim caps

Persian_translation

put on caps

Persian_translation

taking caps off

Persian_translation

new caps

Persian_translation

warm caps

Persian_translation

caps lock

Persian_translation

caps on

Persian_translation

caps off

Persian_translation

bought caps

Persian_translation

جملات نمونه

she took off her caps and started to swim.

او کلاه خود را از سرش برداشت و شروع به شنا کرد.

the company put caps on spending to control costs.

شرکت محدودیت‌هایی را برای هزینه‌ها اعمال کرد تا هزینه‌ها را کنترل کند.

he bought new caps for all his baseball bats.

او کلاه های جدیدی برای همه چوب بیس بال خود خرید.

the software has caps on the number of users.

نرم افزار محدودیت هایی در مورد تعداد کاربران دارد.

they placed caps on the bottles to prevent spills.

آنها درب بطری ها را بستند تا از ریختن جلوگیری کنند.

the architect designed decorative caps for the pillars.

معمار طرح های تزئینی برای ستون ها طراحی کرد.

the team reached the caps of their potential this season.

تیم این فصل به سقف توانایی های خود رسید.

she wore a warm cap to protect her from the cold.

او یک کلاه گرم پوشید تا از سرما محافظت شود.

the well had a metal cap to keep out debris.

چاه دارای یک درب فلزی بود تا از ورود زباله ها جلوگیری شود.

the project had caps on its budget and timeline.

این پروژه دارای محدودیت هایی در بودجه و جدول زمانی خود بود.

he removed the caps from the pen before writing.

او قبل از نوشتن درب قلم را برداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید