coin collection
کلکسیون سکه
coin toss
پرتاب سکه
rare coin
سکه کمیاب
coin purse
کیف سکه
gold coin
سکه طلا
false coin
سکه تقلبی
silver coin
سکه نقره
copper coin
سکه مسی
flip a coin
سکه بینداز
toss a coin
سکه بینداز
coin money
پول سکه
current coin
سکه فعلی
commemorative coin
سکه یادبود
This coin is a counterfeit.
این سکه جعلی است.
the obverse of a coin
سطح روی سکه
Put a coin in the slot.
یک سکه درช่อง قرار دهید.
A coin can act as a screwdriver.
یک سکه می تواند به عنوان یک پیچ گوشتی عمل کند.
a coin washing machine.
ماشین لباسشویی سکه ای.
These coins are not equal value.
این سکه ها ارزش یکسانی ندارند.
coins now in currency.
سکه ها اکنون در پول رایج.
She slid a coin into the drawer.
او یک سکه را در کشو سر خورد.
the company was coining it at the rate of £90 a second.
شرکت با سرعت 90 پوند در ثانیه آن را ضرب می کرد.
these Roman coins bear an explicit date.
این سکه های رومی دارای تاریخ مشخصی هستند.
the coin is struck in .986 fine gold.
سکه با طلای خالص 986 ضرب شده است.
he slid a coin into the slot of the jukebox.
او یک سکه را درช่อง ژوکس سر خورد.
coin new silver dollars
سکه جدید دالرهای نقره ای
turn coins into paper money
تبدیل سکه ها به پول کاغذی
the profile of a king on a coin;
تصویر یک پادشاه روی یک سکه;
Do not coin terms that are intelligible to nobody.
از به کار بردن اصطلاحاتی که برای هیچ کس قابل فهم نیست خودداری کنید.
An old coin was dug up in the garden.
یک سکه قدیمی در باغ کشف شد.
He threw some coins to the beggar.
او مقداری سکه به گدا خیرات کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید